تبليغاتX
THE INNOVATIVE MUSE
THE INNOVATIVE MUSE
وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی

برای ساختن فیلم خوب سه چیز لازم است: فیلمنامه‌ خوب، فیلمنامه‌ خوب، و فیلمنامه خوب - آلفرد هیچکاک
Main Menu

وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی
پروفایل میوز خلاق
تماس با میوز خلاق
بایگانی

The Muse of Music

Lindsay Lohan
.: Edge of Seventeen :.

My Library

کتابخانه میوز خلاق

Main Subjects

یادداشت
مقاله‌های خارجی
کتابخانه‌ی فیلمنامه‌نویس
اساطیر و افسانه‌ها
هنر قصه‌گویی
بوتیقا و فیلمنامه
روانشناسی و فیلمنامه
نگاهی به فیلمنامه
نگاهی به داستان
معرفی کتاب
فیلمنامه: مفاهیم پایه
فیلمنامه: ژانر
فیلمنامه: پیرنگ
فیلمنامه: ساختار
فیلمنامه: شخصیت
عادت‌های فیلمنامه‌نویسان موفق
ابزار کار و تحلیل فیلمنامه
مصاحبه ها
واژگان ماه
پرسش‌های شما
اطلاعیه‌ها

Screenwriting Links

Screenwriting Gurus
Screenwriting Websites
The History Files
Urban Dictionary
Joseph Campbell
Green Writer
Writing Treatments
Scriptapalooza
The Script Department
PitchQ
Story Sense
Script Shark
HollywoodNet
Writer's Dreamtools
All About Screenwriting

Downloads for Writers

The Complete List

The 101 Screenplays

ده فیلمنامه‌ی برتر تاریخ سینما

رده
فیلمنامه
لینک
1
کازابلانکا
2
پدرخوانده
3
محله‌ی چینی‌ها
4
همشهری کین
5
همه چیز درباره‌ی ایو
6
آنی‌ هال
7
بلوار سانست
8
شبکه
9
بعضی‌ها داغشو دوست دارن
10
پدرخوانده2
لیست کامل 101 فیلمنامه

Persian Screenplays

ده فیلمنامه‌ی برتر سینمای ایران

رده
فیلمنامه
دوره
امتیاز
1
گاو
ش.ا
173
2
هامون
ج.ا
172
3
گوزن‌ها
ش.ا
170
4
رگبار
ش.ا
164
5
باشو، غریبه‌ی کوچک
ج.ا
158
6
آرامش در حضور دیگران
ش.ا
156
7
سوته‌دلان
ش.ا
148
8
ناخدا خورشید
ج.ا
115
9
دایره مینا
ش.ا
103
10
روز واقعه
ج.ا
92
به نقل از مجله‌ی فیلم‌نگار، ش 54 و 55، ص 220

Stats







online tests

Add to Google Reader or Homepage

.: Whiteboard :.


جشن نوروزی "میوز خلاق": به مناسبت فرا رسیدن نوروز باستانی، وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی از 23 اسفند سال جاری تا 13 فروردین سال بعد، هر روز آپدیت می‌شود


.: The Mighty Lion and The Sacred Rose :.

انواع برخورد نزدیک با موجودات فرازمینی


چرا "آواتار" برنده‌ی اسکارهای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نشد؟

پنجشنبه 20 اسفند1388


آواتار نقطه‌ی عطفی در تاریخ سینمای جهان به شمار می‌رود. هر چیزی که یک شاهکار سینمایی باید داشته باشد را می‌توان در این فیلم یافت: بازی‌های خوب، داستان جذاب و سرگرم‌کننده، تصاویر ناب و خارق‌العاده، جزئیات خیره‌کننده‌ی بصری که همه‌ی این موارد بر نبوغ خالق "آواتار" گواهی می‌دهند: جیمز کامرون، پادشاه واقعی سینمای جهان.

چرا "آواتار" برنده‌ی اسکارهای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نشد؟

۱.

آنچه که بحث اصلی بخش یکم "نگاهی به آواتار" را تشکیل می‌دهد، اغماض برخی از منتقدان و اعضای بلندپایه‌ی آکادمی به "آواتار" شاهکار تازه‌ی سینمای جهان است. دستاوردهایی که "آواتار" در زمینه‌ی بازیگری، کارگردانی،‌ فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه داشت برای علاقه‌مندان سینما خیره‌کننده و حیرت‌آور و برای "برخی از منتقدان و اعضای بلندپایه‌ی آکادمی" ترسناک بود. آنها در گذشته نیز وحشت خود را از CGI نشان داده بودند ـ وقتی که اندی سرکیس را برای ایفای نقش گالوم در "ارباب حلقه‌ها" حتی شایسته‌ی نامزدی اسکار نیز ندانستند. سرکیس چنان به شخصیت گالوم جان بخشید و چنان آن را بی‌نقص بازی کرد که "گالوم" را به یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینما تبدیل کرد. اما تمام هنر او را به حساب تکنیک موشن کپچر گذاشتند و ذره‌ای برای تلاش‌های سرکیس ارزش قائل نشدند. اما جیمز کامرون نابغه ارزش این تکنیک را به خوبی دریافته بود. او در خلق ناوی‌ها این تکنیک را به کار برد و تکمیل‌تر کرد. زو سالدانا نیز تمام وجود خویش را برای جان بخشیدن به "نایتیری" صرف کرد و بازی فوق‌العاده‌ای ارائه داد. اما او نیز با بی‌توجهی آکادمی روبرو شد ـ بسیاری از اعضای بازیگر آکادمی از موشن کپچر می‌هراسند، چون گمان می‌کنند این تکنیک، سرانجام موجب بیکاری آنها خواهد شد! منتقدانی هم که با این اعضا رابطه دارند، با درک نگرانی آنها چون نتوانستند از نظر کارگردانی ایرادی به فیلم بگیرند، با استفاده از برخی حفره‌های داستانی موجود ـ که به دلیل حذف چهل دقیقه از زمان فیلم ایجاد شده هرچه دل تنگ‌شان خواست درباره‌ی فیلمنامه‌ی این فیلم نوشتند ـ این حفره‌ها در فیلمنامه‌ی کامل "آواتار" وجود ندارند(لینک دانلود فیلمنامه) . در حالی که این منتقدان ـ برخلاف منتقدان کشورهای دیگر که دسترسی کمتری به منابع دارند ـ می‌دانستند کامرون به طرز استادانه‌ای الگوهای اسطوره‌ای سفر قهرمان کمبل، وولگر و پراپ را در هم آمیخته و الگوی جدیدی را ارائه کرده‌ است، و با اینکه می‌دانستند کامرون با استفاده از الگوی رایج "X meets Y" فقط خط قصه‌های "پوکاهونتاس" و "با گرگ‌ها می‌رقصد" را به خلاقانه‌ترین شکل ممکن ترکیب کرده است و با افزودن جزئیات نو و بکر به آن، و ایجاد لایه‌های متعدد همچون "استعمارستیزی" و "تقابل مادر ـ خدا و جبرئیل" داستانی نو و منحصر به فرد خلق کرده است آن یاوه‌ها را نوشتند. به دلایلی که شمردم، حتی این فیلمنامه‌ به دلیل نوآوری‌هایش و استفاده‌ی خلاقانه از برخی خطوط داستانی آشنا و ترسیم جزئیاتی بی‌مانند در تاریخ سینما باید نامزد دریافت اسکار می‌شد. اما ... دو دسته از منتقدان را هیچ‌وقت نمی‌توان قانع کرد: مغرض‌ها که قلم‌شان تحت فرمان دوستان و اربابان سینماگرشان است، و نادانان‌ها که از فرط نادانی به مخالفت با چیزی می‌پردازند.

جیمز کامرون در "آواتار" به اعتلای سینما می‌اندیشد و به اینکه فیلمی بسازد که نقطه‌ی عطفی در تاریخ سینما باشد و مسیر تازه‌ای را در عرصه‌ی فیلمسازی بگشاید. او آن‌قدر متواضع بود که حتی وقتی همسر سابقش با بازی ناجوانمردانه و کمک‌های پشت پرده برنده‌ی اسکار شد، به او تبریک گفت و در آغوشش کشید. اما اعضای آکادمی و منتقدان وابسته به آنها تنها به اعتلای خود می‌اندیشند. آنها واهمه داشتند که با اعطای اسکار به "آواتار" فیلمسازان دیگری گام در مسیری که کامرون پیموده بگذارند و سینما به طور کامل عوض شود. بنابراین، به "هرت لاکر" اسکار دادند که در هیچ زمینه‌ای هیچ دستاوردی برای صنعت ـ هنر سینما نداشت و وقتی که اکران شد، به اندازه‌ی الان با سروصدا و استقبال روبرو نشده بود.

 

۲.

اما شکست "آواتار" در مراسم اسکار امسال دلایل دیگری نیز داشت. نیکلاس چارتیر با استفاده از روابط دوستانه‌ی خود و شرکایش با اعضای رأی‌دهنده‌ی آکادمی، با ارسال ایمیل به آنها درخواست کرد که به جای "آواتار" به "هرت لاکر" رأی دهند. آنها نیز رویش را زمین نینداختند! اما بعد از رسانه‌ای شدن ماجرا، بالاجبار به منع کردن او از حضور در مراسم تن دادند. زیرا کاری که چارتیر انجام داد، علاوه بر غیراخلاقی بودن، مغایر با قوانین آکادمی بود. به همین خاطر، لازم بود آکادمی آرا را ـ دست‌کم در شاخه‌های بهترین فیلم و بهترین کارگردان ـ باطل کند. در هر انتخاباتی که تقلب در آن محرز است،‌ آرا باید باطل و رأی‌گیری دوباره انجام شود اما مسئولان آکادمی وقعی به این قانون ننهادند و به منع کردن حضور چارتیر اکتفا کردند! چرا؟ به دلیل ترس از آینده‌ای که "آواتار" برای سینمای جهان ترسیم کرده و دلایلی که در ادامه مطرح می‌شوند، ایمیل‌های نیکلاس چارتیر فقط هُل کوچکی بود تا آنها را به انتخاب "هرت لاکر" سوق دهد.

 

۳.

دلیل دیگر، نگاه ضد استعماری جیمز کامرون و ملامتی است که او متوجه ارتش آمریکا کرده: ارتشی که سابقاً سرخ‌پوست‌ها را قتل‌عام کرد و اکنون در جای جای دنیا، بیشتر از آنکه تروریست‌ها را معدوم کند مردی عادی و بی‌گناه را به قتل می‌رساند. بگذارید ابتدا گزیده‌ای از مصاحبه با جیمز کامرون را بخوانیم که در شماره‌ی سی و نهم مجله‌ی ٢٤ منتشر شده است و بعد این بحث را ادامه دهیم:

کامرون: ... یک اشاره به جنگ عراق و امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه، خشم افراد زیادی را در این کشور برمی‌انگیزد اما همین کار در یک بافت عملی ـ خیالی،‌ یعنی وقتی در سطح استعاری انجام می‌گیرد، باعث می‌شود که مردم با قصه پیش بروند و پیش از آنکه متوجه شوند با شوق و ذوق از عراقی‌ها حمایت می‌کرده‌اند، فیلم تمام می‌شود ... کار من در آواتار ـ ضمناً آواتار مدتی پیش از جنگ اول عراق نوشته شد ـ بیشتر در پاسخ به نوعی از تاریخ بشر به طور کلی بود. نوعی از تاریخ بشر که افرادی که با برتری تکنیکی یا نظامی اقوام ناتوان‌تر را نابود می‌کرده اند، آن را با خون نوشته‌اند. این چیزی است که در روم جریان داشت، در یونان اتفاق افتاد و در چین و در هر جای دیگر، شما بگویید ـ اسم امپراتوری خودتان را جایگزین کنید ... خود من عاشق تاریخم و فکر می‌کنم با استفاده از شیوه‌ی علمی ـ خیالی می‌شود تاریخ را هیجان‌انگیز کرد؛ با قرار دادن آن در آینده و بردن مخاطب به سیاره‌ای جدید و نمایش همان کثافتی که ٢٠٠٠ سال است در اینجا جریان دارد و ناگهان بافت و چهره‌ی جدیدی پیدا کرده و حالا مردم به آن توجه می‌کنند ... می‌شود آنها را به سالن سینما کشاند تا شاهد این باشند که چطور نژاد شبه‌انسان ناوی در سیاره جنگلی پاندورا به خاطر ماده‌ معدنی گران‌بهای دسترسی‌ناپذیری قتل‌عام می‌شوند. این همان داستان لعنتی است دیگر، می‌دانید؟

جیمز کامرون در این فیلم با استعاره‌های تصویری گوناگون، به ملامت ارتش ایالات متحده و تقبیح کشتار اقوام ناتوان همچون سرخ‌پوست‌ها پرداخته است. او در این فیلم نشان می‌دهد که همین اقوام ناتوان، با تکیه بر خود و اتحاد با زیست‌بوم خویش چگونه می‌توانند ارتش تا دندان مسلح آمریکا را شکست دهند. طبیعتاً این مفاهیم برای اعضای آکادمی و اسپانسرهای آنها که متوجه عمق و پیچیدگی داستان "آواتار" شده‌اند گران آمده است. آنها تعصب خاصی به ارتش کشورشان دارند و آن را شکست‌ناپذیر می‌دانند. بنابراین، وقتی مشاهده می‌کنند که ناوی‌های بدوی ارتش تا دندان مسلح‌شان را به خفت‌بارترین شکل ممکن شکست می‌دهند و اینکه رهبری ناوی‌ها بر عهده‌ی یک افلیج آمریکایی است که علیه کشور خویش می‌جنگد، دچار خشم جنون‌آمیزی می‌شوند و باید به گونه‌ای تحقیر خود را با تحقیر "آواتار" در مراسم اسکار جبران کنند و به نوعی به کامرون بفهمانند که ما پادشاه جهانیم و نه تو! مائیم که اگر نخواهیم تو نمی‌توانی اسکارها را درو کنی و از فرط هیجان فریاد بزنی: من پادشاه جهانم!

دست‌کم پیش از روی کار آمدن اوباما، هالیوودی‌ها ظاهراً به سیاست‌های جنگ‌طلبانه معترض بودند. حتی در دوره‌های پیشین مراسم اسکار شاهد اعتراض مستندسازانی همچون مایکل مور به سیاست‌های مذکور بودیم و ظاهراً هالیوودی‌هایی که با مایکل مور همسو بودند، تعدادشان کم نبود. در رقابت‌های اسکار امسال دو فیلم شانس‌های اصلی دریافت مجسمه‌ی طلایی بودند: فیلم ضد جنگ و استعمارگری "آواتار" و فیلم ستاینده و توجیه‌گر جنگ و استعمارگری "هرت لاکر". با توجه به اینکه هالیوودی‌ها ظاهراً به سیاست‌های جنگ‌طلبانه معترض بودند و اعضای آکادمی در انتخاب‌ خود معمولاً عمیق بودن فیلم را مدنظر داشتند، انتظار می‌رفت که کامرون بار دیگر برنده‌ی اسکار باشد اما در کمال تعجب، اعضای آکادمی به ستایش و توجیه جنگ و استعمارگری رأی دادند: "هرت لاکر" ـ فیلمی که نشان می‌دهد در حضور سنگین ارتش آمریکا تروریست‌ها آزادانه و بی‌گزند بین عراق و برخی کشورهای همسایه در رفت و آمدند، و ارتش آمریکا به اسم مبارزه با تروریسم بیشتر مردم بی‌گناه عراق را به گلوله می‌بندد. کاترین بیگلو و طرفداران "هرت لاکر" در حالی این عمل سبعانه را ـ که از نظر زشتی فرقی با قتل‌عام ارامنه توسط عثمانی‌های خونخوار ندارد ـ توجیه می‌کند که آزاد گذاشتن تروریست‌ها و کشتن مردم بی‌دفاع به جای آن اصلاً طبق هیچ اصول اخلاقی و انسانی توجیه‌پذیر نیست.

 

۴.

دلیل پایانی، "پایان دنیا" و تقدیس "مادر ـ خدا" است. عده‌ای پریشان‌حال بر طبل ٢٠١٢ می‌کوبند و اعتقاد دارند که این سال، سال پایانی دنیاست. اما جیمز کامرون با رد ادعای آنها، سال وقوع حوادث فیلمش را ٢١٥٤ قرار داده است. یعنی اینکه انسان‌ها همچنان روی زمین سکونت دارند و بر خلاف گفته‌ی مذاهب و اساطیر،  پایان دنیا هم در کار نیست. کامرون در "آواتار" به شدت به تقدیس “مادر ـ خدا” پرداخته است. ایزدبانوی آسمانی که طبق باورهای کهن، آفریدگار همه چیز است و پیش از آنکه خدایان به سردستگی مردوخ او را شکست دهند، مورد پرستش اقوام بشر قرار داشت. اما دیری نپایید که خدایان نیز از جبرئیل شکست خوردند و آئین خداپرستی روی این کره‌ی خاکی رواج یافت. اگر فرض را بر این بگذاریم که سربازهای آمریکایی این فیلم همچنان معتقد به مسیح هستند، به فراست می‌توان دریافت که کامرون علاوه بر استعمار،‌در لایه‌های پنهانی فیلمش ـ که نگاه‌های سطحی‌گرا قادر به تشخیص آن نیستند ـ تقابل مسیح و مادر ـ خدا را نیز مدنظر داشته است. پیروان مسیح بر طبل مرگ و ویرانی طبیعت می‌کوبند و پیروان "مادر ـ خدا" بر طبل زندگی و احترام به طبیعت. کامرون در این فیلم شکست ارتش آمریکا را به دست ارتش "مادر ـ خدا" متشکل از ناوی‌ها و دیگر موجودات پاندورا به تصویر می‌کشد. طبیعی است که مسیحیان افراطی از شکست قوای مسیح جنگجو در مقابل "مادر ـ خدا" خشمگین شده‌اند. آنها آموخته‌اند که سپاهیان مسیح از کشته‌ی کافران (غیر مسیحی‌ها) پشته‌ها خواهند ساخت و جیمز کامرون در فیلمش خلاف این امر را نشان می‌دهد. ضیافت پیروزی "مادر ـ خدا" بر "مسیح" و همتایان او چنان باشکوه بود که جهانیان استقبال بی‌حدوحصری از آن کردند. یهودیان به دلیل متعادل بودنشان بعضاً "آواتار" و دستاوردهای بی‌شمارش را ستودند، اما مسیحیان افراطی که جز به پایان دنیا و نابودی آن به دست خود نمی‌اندیشند، چنان از شکوه و عظمت "آواتار" به خشم آمدند که در مراسم اسکار، ترجیح دادند به فیلم کوچک اما جنگ‌طلبانه‌ی "هرت لاکر" اسکار بدهند.

بی‌شک جیمز کامرون پیروز واقعی مراسم اسکار و تاریخ دنیای سینما بود. او توانست با "آواتار" موهبت خدایان را از چنگال پیروان اهریمن واقعی بیرون بکشد و آن را جهت تقدیس "مادر ـ خدا" به کار بگیرد.

...

آکادمی در هشتاد و دومین دوره‌ی مراسم اسکار هم اخلاق را باخت و هم وجوه صنعتی و هنری سینما را زیر پا گذاشت: وجه صنعتی سینما با زیر پا گذاشتن اسکار و وجه هنری با نادیده گرفتن بازی فوق‌العاده‌ی مریل استریپ و در عوض، اعطای اسکار به بدترین بازیگر سال،‌ساندرا بولاک ـ حتی اهل فن هم معترف بودند که بازی بولاک در حد نامزدی اسکار هم نبود ـ او یک بازی معمولی را ارائه داد که البته خیلی بهتر از نقش‌آفرینی‌اش در "همه چیز درباره استیو" بود! در اسکاری که بهترین بازیگر زنش ساندرا بولاک باشد، هیچ جای تعجبی وجود ندارد که بهترین فیلمش "هرت لاکر" و بهترین کارگردانش "کاترین بیگلو" باشد!




Bookmark and Share
| شماره: 45 | میوز خلاق (بابی) |

نوشته‌های پیشین

چرا "آواتار" برنده‌ی اسکارهای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نشد؟
سفر نویسنده: ساختار اسطوره‌ای برای نویسندگان
امسال چه کسانی اسکارهای اصلی را به خانه خواهند برد؟
در دنیای پس از اعتصاب - بخش پایانی
واژه نامه ۱۵
در دنیای پس از اعتصاب – بخش دوم
در دنیای پس از اعتصاب - بخش اول
خوشبختی در ویترین
واژگان ماه ۱۴
بازگشت از پارناسوس!

The Innovative Muse


به عنوان نویسنده باید بدانید که:

۱. کار گربه‌ها چنگ انداختن است، کار سگ‌ها گاز گرفتن، و کار نویسنده‌ها نوشتن. (جیمز الروی)

۲. فقط دو یا سه داستان درباره‌ی انسان وجود دارند، و آن‌ها چنان پرشور به تکرار خود ادامه می‌دهند که گویی هرگز پیش از این روی نداده‌اند. (ویلا کیتر)

۳. آدم تنها انسانی بود که وقتی چیز خوبی گفت، می‌دانست که قبل از او کسی آن را نگفته بود! (مارک تواین)


قوانین این وبگاه:

یک. نقل مطالب این وبگاه تنها در سایت‌های خبررسانی یا سینمایی مستقل، و آن هم با کسب اجازه و درج آدرس اینترنتی این وبگاه به عنوان منبع، مجاز است.

دو. درج مطالب این وبگاه به هر صورت ممکن در نشریات چاپی فارسی زبان داخل ایران ممنوع است.

همه چیز درباره‌ی میوزها

Calendar & Archive



اسفند 1388
بهمن 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

My Favorite Links

spotlight
برید باد صبا
تخته خاکستری
خورشید تیسفون
بانوی معبد سوخته
سینمای ایران و جهان
آوازی در فرجام
آموزش سینما و تئاتر آنلاین
سکوت محض
بباید ستایش نمود عشق را
طلوعی از مغرب
یادداشت‌های سینمایی
وبلاگ مخصوص عشاق سینما
فيلم نگار
عشق است ...
يادداشت‌هاي پسر سرخوش
نویسنده تنبل
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است
هرج و مرج محض
Absurdly Hard
بخند به روی دنیا
فیلم دونی
Cinema Note
مهر هفتم: ساسان امیرکلالی
طلوع
بی کران
سینماتوگراد
سينما،ترانه



My Link Box

وبلاگستان
لیست وبلاگ‌های به روز شده
بالاترین
دنباله
بلاگ ‌نیوز
بازنگار

قالب و طراحی وبلاگ
گالري قالب وبلاگ
ایران جاوا
پارس تولز

سینمایی
خانه سینما
خانه هنرمندان ایران
سینمای ما
مجله سینما
هنر سازان
سینما روز
بانی فیلم
سینما و دیگر هیچ

تاریخ ایران باستان
فهرست لینک‌ها

سرگرمی و آموزشی
فانتزی
فال تاروت کبیر
سلام زبان
فارسی ساز
واژگان پارسی‌مان

Newsletter





Powered by WebGozar



« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
‍CopyRight © http://innovativemuse.blogfa.com ; Template Edited By : MUSE DESIGN