تبليغاتX
THE INNOVATIVE MUSE
THE INNOVATIVE MUSE
تارنمای تخصصی فیلمنامه‌نویسی

برای ساختن فیلم خوب سه چیز لازم است: فیلمنامه‌ خوب، فیلمنامه‌ خوب، و فیلمنامه خوب - آلفرد هیچکاک
Main Menu

صفحه نخست
میوز نوشت
آبی بزرگ
بایگانی
پست الکترونیک
کتابخانه

Main Subjects

یادداشت
مجموعه ...
فیلمنامه: مفاهیم پایه
فیلمنامه: پیرنگ و ساختار
فیلمنامه: شخصیت
فیلمنامه: آفرینش صحنه
فیلمنامه: ژانر
ابزار کار و تحلیل فیلمنامه
بوتیقا و فیلمنامه
روانشناسی و فیلمنامه
هنر قصه‌گویی
شیوه‌های قصه‌گویی
اساطیر و افسانه‌ها
کتابخانه‌ی فیلمنامه‌نویس
واژگان ماه
نگاهی به فیلمنامه
نگاهی به داستان
جشن میوزها
پرسش‌های شما

My Additional Pages

پیوندهای مربوط به ایران باستان
استادهای فن فیلمنامه‌نویسی
تارنماهای فیلمنامه‌نویسی

Downloads for Writers

The Complete List

The 101 Screenplays

ده فیلمنامه‌ی برتر تاریخ سینما

رده
فیلمنامه
لینک
1
کازابلانکا
2
پدرخوانده
3
محله‌ی چینی‌ها
4
همشهری کین
5
همه چیز درباره‌ی ایو
6
آنی‌ هال
7
بلوار سانست
8
شبکه
9
بعضی‌ها داغشو دوست دارن
10
پدرخوانده2
لیست کامل 101 فیلمنامه

Iran's Screenplays

ده فیلمنامه‌ی برتر سینمای ایران

رده
فیلمنامه
دوره
امتیاز
1
گاو
ش.ا
173
2
هامون
ج.ا
172
3
گوزن‌ها
ش.ا
170
4
رگبار
ش.ا
164
5
باشو، غریبه‌ی کوچک
ج.ا
158
6
آرامش در حضور دیگران
ش.ا
156
7
سوته‌دلان
ش.ا
148
8
ناخدا خورشید
ج.ا
115
9
دایره مینا
ش.ا
103
10
روز واقعه
ج.ا
92
به نقل از مجله‌ی فیلم‌نگار، ش 54 و 55، ص 220

Music Box

Song: Heal the World

Singer: Michael Jackson


Stats



  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator
.: Whiteboard :.


RULE NO. 1: There are only two or three human stories, and they go on repeating themselves as fiercely as if they never happened before. - Willa Cather

RULE NO. 2: Adam was the only man who, when he said a good thing, knew that nobody had said it before him. - Mark Twain


واژه نامه ۱۰

جمعه 29 خرداد1388


فرهنگ سخن 

بز اخفش   (توهین‌آمیز) (مجاز)    آن که بدون فهمیدن مطلبی آن را تأیید کند: میرزا قبلاً بز اخفشی گیر می‌آورد و چند باری قصیده‌ی خود را نزد او می‌خواند. (مستوفی ۱/۵۵) || اخفش نام یکی از نحویان است که گفته‌اند مطالب درس را برای بز خود می‌خواند و تا بز سر خود را تکان نمی‌داد، به مبحث بعدی نمی‌پرداخت.

پیروک   piruk (ص.) (گفتگو)    آماس‌کرده و چروکیده و متمایل به رنگ سفید بر اثر تماس طولانی با آب (پوست دست‌وپا)

دیومردم  div-mardom  (اِ.) (قد.)       ۱. (مجاز) شخص بداندیش و بدکار: وفا اندک طلب زین دیومردم / جفا بسیار کش زین سبز گلشن (خاقانی ۳۲۰)  × چند از زبان برای دل دیومردمان / در دیولاخ غیبت مردم گیا چَرَم؟ (سید حسن غزنوی: جهانگیری ۲/۲۲۸۷)    ۲. نسناس (مـِ. ۲): بسی کان گوهر بدان کوه‌سار / همان دیومردم فزون‌تر از شمار – گروهی سیه‌چهر و بالادراز / به دندان پیشین چون آنِ گراز. (اسدی ۱۶۴)

 

فرهنگ فارسی عامیانه

سُم‌چال / سُمچال.   فرو رفتگی سطح زمین مرطوب بر اثر فشار سُم جانوران: «سمچال‌های حیوانات که وقتی به صحرا می‌رفتم از ‌آن‌ها آب باران می‌نوشیدم.» (پابرهنه‌ها، ۳۷)

قاتُق کردن.   با امساک مصرف کردن (اعم از قاتق یا چیز دیگر را)؛ (مجازاً.) اندک اندک به کار بردن، صرفه جویی کردن.

 

فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه

سوخته.   نام گنج پنجم است از هشت گنج خسروپرویز.   دگر گنج کش خواندی سوخته / کز آن گنج بد کشور افروخته.

شیز.  چوب آبنوس.   یکی دخمه کردند از شیز و عاج / بیاویختند از بر گاه تاج.

 

دایرة المعارف هنر ـ فرهنگ معاصر

خوشنما.   PICTURESQUE   در سخن به معنای آن چیزی است که در خور نقاشی کردن باشد. ولی به عنوان یک نظریه، در اواخر سده‌ی هجدهم در انگلستان مصطلح شد. بر طبق این نظریه، زمختی و بی‌نظمی صور صخره‌ها، ویرانه‌ها، و چشم‌اندازهای بکر بر جاذبه‌ی نقاشی منظره می‌افزایند و بدان کیفیتی تکان‌دهنده و خیال‌انگیز می‌دهند. هواداران این نظریه آثار منظره‌نگارانی چون کلود لُرِن و سالواتُر رُزا را مثال می‌آوردند. وجه "خوشنما" و غریب در منظره‌نگاری اواخر سده‌ی هجدهم یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری و رشد نقاشی رُمانتیک بود.

 

فرهنگ واژه‌های سینمائی ـ پرویز دوایی

سینه‌راما.   سیستم فیلمبرداری برای نمایش روی پرده‌ی عریض که در آن سه دوربین فیلمبرداری با فیلم ۷۰ میلیمتری ـ که بتوان بر آن باندهای متعدد صدا قرار داد ـ توأماً از صحنه در یک حوزه‌ی وسیع فیلمبرداری می‌کند و سه دستگاه نمایش بر یک پرده عریض و خمیده این سه فیلم را توأماً نمایش می‌دهد. این سیستم را "فرد والر" آمریکائی اختراع کرد و اولین فیلم با این شیوه در سال ۱۹۵۲ به اسم "اینست سینه‌راما" This is Cinerama روی پرده آمد. بعدها به علت مشکلاتی که فیلمبرداری با سه دوربین و نمایش با سه دستگاه در برداشت دوربین و دستگاه نمایش تبدیل به یکی و چیزی تقریباً شبیه به سینماسکوپ شد که در آن یک نوع عدسی آنامورفیک به کار می‌رود.

 

کتاب کوچه

حکیم‌باشی را دراز [یا اماله] کردن   کاسه و کوزه را بر سر جورکش همیشگی فرد خطاکار (که حکیم‌باشی کنایه از اوست) شکستن. فرد یا افراد دیگری را به جای مجرمین اصلی کیفر دادن: «دزدی را رؤسا می‌کنند و چوبش را زیردست‌ها می‌خورند، چون از قدیم رسم بوده است که همیشه حکیم باشی را دراز کنند.»

 

فرهنگ امثال سخن

هر آن‌کس که گردد ز راه خرد / سرانجام پیچد ز کردار بد.    (فردوسی ۹۵۴) کسی که از عقل و اندیشه روی‌گردان شود، از عمل بد خود در رنج و بدفرجامی خواهد بود.

 

ضمیمه - -

(۱)     فرهنگ درست‌نویسی سخن

رسوخ   برخی معتقدند که چون واژه‌ی "رسوخ" در اصل به معنی «استوار بودن، محکم بودن» است و یکی از مشتقات آن که "راسخ" است، همیشه در معنی "استوار، محکم" به کار رفته است، نباید "رسوخ" را در معنی "نفوذ کردن، رخنه کردن" به کار برد. اما باید دانست که "رسوخ" در معنی اخیر در زبان فارسی بسیار رایج است و در نثر فصحای زبان فارسی هم به کار رفته است. بنابراین نمی‌توان آن را غلط دانست:

اثری که با نیروی کلام توانست مسایل بسیار کهنه و از بین رفته و حتی مطالبی را که در جهت موافق با معتقدات مذهبی مردم نبوده رسوخ دهد. (ندوشن: آواها و ایماها ۱۸۶)

 

(۲)     نکته‌های ویرایش – علی صلح‌جو

ناهمواری متنی   هر مجموعه از کلمات و جمله‌ها را نمی‌توان متن گفت. البته، بدون کلمه و جمله متن تشکیل نمی‌شود؛ این‌ها عناصر سازنده‌ی متن‌اند. اما، علاوه بر این، شرایط دیگری نیز لازم است تا تعدادی جمله به صورت متن سازمان یابند. مثلاً، قطعه‌ی زیر، از لحاظ متنی اشکال دارد:

علت‌های چاقی عبارتند از:

-          خوردن بیش از حد

-          نداشتن تحرک کافی

-          هنگامی که شخص در طی شبانه‌روز بیش از ۸ ساعت بخوابد.

وقتی قرار باشد با قرار گرفتن چند قلم اطلاعات کنار هم متنی تشکیل شود، این اقلام باید، از نظر دستوری، با هم سارگار باشند. در قطعه‌ی بالا، سومین قلم، از لحاظ نحوی، با دو قلم دیگر هم سطح نیست و در نتیجه به متن آسیب زده است. صورت درست چنین است:

-          خوردن بیش از حد

-          خوابیدن زیاد (بیش از ۸ ساعت در شبانه‌روز)

-          نداشتن تحرک کافی

 

(۳)     پارسی را پاس بداریم

الی‌غیرالنهایه   تا بی‌نهایت، همیشه




| میوز خلاق (بابی)|

نوشته‌های پیشین

واژه نامه ۱۰
اطلاعیه انتخاباتی
واژه نامه ۹
نوشتن برای سینما
واژه نامه ۸
میلیونر زاغه‌نشین
نوروز ۷۰۳۱
برگزیدگان میوزها (۱)
واژه‌نامه ۷
"راهنمای نگارش فیلمنامه" نوشته‌ی یورگن ولف و کری کاکس

The Innovative Muse


شرح عکس: یوترپ، میوز شعر غنایی، در حال الهام‌بخشیدن به لوییجی کروبینی.


ـ تارنمای "میوز خلاق" هیچ ارتباطی با دسته‌ها و گروه‌های سیاسی یا ایدئولوژیک ندارد. پس درج هرگونه نظرات سیاسی یا ایدئولوژیک ممنوع است.

ـ تارنمای "میوز خلاق" هیچ ارتباطی با دیگر تارنماهای سینمایی یا سینماگران ایرانی ندارد.

ـ نقل مطالب تارنمای "میوز خلاق" در سایر وبلاگ‌ها، سایت‌های اینترنتی و جراید، فقط با درج آدرس اینترنتی این تارنما به عنوان منبع، مجاز است.

میوزهای الهام‌بخش

Calendar & Archive



خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

My Favorite Links

spotlight
برید باد صبا
تخته خاکستری
خورشید تیسفون
بانوی معبد سوخته
سینمای ایران و جهان
آوازی در فرجام
بباید ستایش نمود عشق را
طلوعی از مغرب
بی کران
نصف مال سینما، نصف مال تئاتر
یادداشت‌های سینمایی
طلوع
وبلاگ مخصوص عشاق سینما
فيلم نگار
Cinema Note
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است
سکوت محض
سينماتوگراد



***

***

The Other Links

لیست وبلاگ‌های به روز شده
فارسی ساز
Urban Dictionary
سلام زبان
فانتزی
فال تاروت کبیر
گالري قالب وبلاگ
‍CopyRight © http://innovativemuse.blogfa.com ; Template Edited By : MUSE DESIGN