 جمعه 17 مهر1388
کتاب کوچه
بز بستهی ملا نصرالدین شدن در عین بیگناهی به جای گناهکاری مورد تنبیه یا دشنام و سخط قرار گرفتن.
ملا نصرالدین دو بز داشت. روزی یک از آن دو گریخت و ملا هر چه کرد نتوانست او را به خانه برگرداند. مأیوس و خشمگین و خسته به خانه برگشت، چوبدستی را برداشت افتاد به جان بز دیگر که کنار حیاط بسته بود، و حالا نزن کی بزن. زن ملا پیش دوید که: "ای بیرحم خدانشناس! آن یکی فرار کرده تو این بدبخت بیزبان را میزنی؟" ملا گفت: "تو چه عقلت میرسد، زن! این حرامزاده اگر بسته نبود زودتر از آن یکی میگریخت!"
از حکایت برداشت دیگری نیز شده است که با آن چندان مطابقتی ندارد زیرا استمراری در زدن بز نیست، مگر اینکه حکایت در اصل بدین صورت بوده باشد که "ملا دو بز داشت که هر وقت یکی میگریخت دیگری را به باد کتک میگرفت ..." (نک ۴۳۲۳). || نیز نکـ ۱۱۵۶/الف.
فرهنگ سخن
افندیپیزی afandi-pizi [تر.فا.] (صـ.) (گفتگو) (طنز) (مجاز.) آنکه به ظاهر شجاع مینماید، اما هنگام جنگ و خطر ترسوست: بیغیرتها رجز میخوانند، آنوقت معلوم میشود رستمصولت و افندیپیزی کیست. (هدایت ۴۵)
فرهنگ لغات عامیانه ـ جمالزاده
ماما خمیره: آدم پخمه و بیعرضه و چلمن. گاه نیز چنین اشخاص (خاصه زنان) را به ماما خمیره تشبیه کنند؛ مثل ماما خمیره آنجا مایست! بیا یک کمی در کار به ما کمک کن!
فرهنگ فارسی عامیانه
مِرْمِر / مِرْنو مِرْنو (اسم صوت.) دال بر صدای گربه (خاصه در فصل جفتگیری): " نعرهای که [گربه] از گرسنگی می کشید با فریادهایی که در کشمکش ها می زد و مرنو مرنویی که موقع مستیش راه میانداخت همه با هم توفیر داشت!" (سه قطره، ۱۸)
فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه
تیغ درم. لبه درم که نوعی سکه است و باریک میباشد، کنایه از باریکی و قلمی بودن بینی. دو نرگس دژم و دو ابرو به خم / ستون دو ابرو چو تیغ درم.
فرهنگ امثال سخن
اگر چوپان رأیش باشد بز نر را هم میدوشد. هنگامی گفته میشود که شخصی توانا در انجام کاری بهانه میآورد و تعلل میورزد. شخصی از چوپانی شیر خواست. چوپان گفت ندارم. گفت از گوسفندانت بدوش. گفت گوسفندانم نرند. گفت ...
آوای نامها از ایرانزمین (پری زنگنه)
ویستا Vistā دانش.
غلط ننویسیم؛ فرهنگ دشواریهای زبان فارسی
چرا نه؟
این ترکیب که گرتهبرداری از pourquoi pas فرانسوی و why not انگلیسی است بر اثر شتابزدگی و غفلت مترجمان وارد ترجمهها و سپس وارد رسانهها و نوشتهها شده است. مثلا در جواب این سؤال: "امشب از خانه بیرون نمیروی؟" میگویند: "چرا نه؟" حتی جمله ممکن است استفهامی و منفی نباشد: "میدانم که تو امشب از خانه بیرون میروی" و باز هم مخاطب جواب میدهدک "چرا نه؟" (عبارت مضحک "چرا که نه؟" هم گاهی به کار میرود!) بهتر است که از استعمال این ترکیب خودداری شود. در زبان فارسی، در جواب هر دو جملهی فوق به طور طبیعی میگفتند و هنوز هم میگویند: "چرا نروم؟" در متون قدیم فارسی نیز همین شیوه معمول بوده است: "گفت: اگر حاجت آید، بر روی قاضی گواهی توانی داد؟ گفت: چرا نتوانم داد؟" (سیاستنامه، ۱۲۸)
 | شماره: 34 | میوز خلاق (بابی) |
|