 جمعه 30 بهمن1388
چاد گرویچ
ترجمه: میوز خلاق
نسخه مناسب چاپ
اعتصاب، شبکههای تلویزیونی را مجبور کرد جدولهای پخششان را با نمایشهای واقعنمای نسبتاً ارزان مثل مسابقهی استعدادیابی آمریکا١ و معامله میکنی یا نه؟٢ پر کنند. و با وجود آنکه این تغییر باعث ریزش چشمگیر مخاطبان شد (ریزش مخاطب در مجموع حدود ۲۰ درصد بود)، درس مهمی به مدیران اجرایی داد: نمایشهایث واقعنما٣ شاید همیشه بینندگان انبوه سریالهای داستانی موفق را نداشته باشند، اما هزینهی پایینشان آنها را پرسودتر میکند. (در ٢٠٠٧ ـ ٢٠٠٨، فصل اعتصاب، هزینهی آگهی تلویزیونی ٣٠ ثانیهای سریال بازمانده٤ نسبت به CSI تنها ٤٠٫٠٠٠ دلار کمتر بود ... یک ساعت نمایش واقعنما حدود یک میلیون دلار هزینه میتراشد، در حالی که یک ساعت سریال داستانی اغلب بیش از سه میلیون دلار.)
متأسفانه با وجود اینکه تعداد بینندگان تلویزیون هنوز مثل سابق نیست ـ وقتی فصل نمایش در ماه مه گذشته پایان یافت، مخاطبان تلویزیون در ردهی سنی بین ١٨ تا ٤٩ سال ١٦ درصد ریزش داشتند ـ نمایش واقعنما موقعیت خود را حفظ میکند. از ١٨ ساعت پربینندهی جدول پخش پاییز ٢٠٠٩ شبکهی ABC، فقط ٩ ساعت به سریالهای داستانی٥ اختصاص داشت، و NBC اخیراً شبها یک ساعت از [برنامههای خود] کاسته است تا برای نمایش جی لنو٦ جا باز کند ـ با [هزینهی] تقریبی ٥٠٠٫٠٠٠ دلار برای هر اپیزود ـ که هزینهی آن حدود یک ششم ساخت یک ساعت سریال داستانی است.
کمبود سریالهای داستانی که با کمی بودجه جهت استخدام نویسندگان همراه شده، به معنای آن است که تلویزیون شغلهای نویسندگی کمتری را نسبت به قبل ارائه میکند.
باب کوشل٧، تهیهکننده [و فیلمنامهنویس] میگوید: "شبکههای تلویزیونی برای تولید سریال به شیوهی سابق دیگر بودجه یا زمان ندارند. به همین خاطر برنامههای دیگر و این نمایشهای واقعنما را تهیه میکنند که یک سوم [سریال داستانی] هزینه دارد. این برنامهها محبوبیت کمتری دارند، اما [نمایشهای واقعنما] پولسازترند."
در نتیجه، نویسندگان تلویزیون اکنون با یکی از واروننماییهای تراژیک اعتصاب اتحادیهی نویسندگان آمریکا روبرو هستند: وقتی شبکههای تلویزیونی را مجبور کردیم بدون ما به حیات خود ادامه دهند، انگار که خیلی هم خوب به آنها یاد دادیم بدون ما به حیات خود ادامه دهند.
با این وجود، در حالی که تعداد بینندگان شبکههای تلویزیونی طی اعتصاب به سرعت کاهش یافت، تعداد بینندگان شبکههای تلویزیونی کابلی٨ به شدت افزایش یافت ـ ده شبکهی کابلی با افزایش مخاطب متجاوز از ١٥ درصد روبرو شدند. چرا؟ زیرا بیشتر شبکههای کابلی با ساخت نمایشهای واقعنمای کم هزینه به حیات خود ادامه میدهند، پس وقتی که پخشکنندگان تلویزیونی تحت فشار اعتصاب برنامههای جدید کمتری را میتوانستند ارائه کنند، کانالهای کابلی همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدادند. و در حالی که "نمایش واقعنما" در تلویزیون به بازیها یا مسابقات فراگیر مثل برترین مدل آمریکا٩ یا سقوط١٠ میپردازد، نمایش واقعنما در تلویزیون کابلی برنامههای داستانگونه و واقعی بیشتری را دربردارد، مثل خطرناکترین شکار١١ و داگ شکارچی مجرمان١٢، و نیز "سریالهای مستندی" که داستانهایشان مثل داستانهای سریالهای کمدی و درام به نظر میرسند.
در واقع، TLC، که زمانی شبکهی "آموزشی" کوچک و کم اهمیتی بود، برای نمایش اپیزود اول فصل [پنجم] سریال جون و کیت به اضافهی۸ ١٣ ٩.۸ میلیون نفر بیننده جمع کرد، و قسمت پایانی فصل [پنجم] سریال گمشده١٤ محصول ABC (که دو هفته زودتر روی آنتن رفت بود) را که ٤٠٠٫٠٠٠ نفر بیننده داشت شکست داد. پس اعتصاب مردم را از تلویزیون دور نکرد ... فقط آنها را به سوی تلویزیون کابلی سوق داد. در واقع، علیرغم افول تلویزیون، مخاطبان در پایان سال ٢٠٠٨ نسبت به سال قبل روزانه شش ساعت بیشتر تلویزیون میدیدند ... فقط اینکه برنامهها را از شبکههای تلویزیونی عادی تماشا نمیکردند.
اکنون به لطف اعتصاب، تلویزیون کابلی به اوج خود رسیده، و شبکههای کابلی ـ از جمله آنهایی که به طور سنتی بیشتر نمایش واقعنما میسازند ـ به سریالهای داستانی روی آوردهاند. شبکه MTV که قبلاً سالها روی [تولید] برنامههای غیرداستانی مثل دنیای واقعی١٥ و تپهها١٦ متمرکز بود، اخیراً فهرست بلندپروازانهی سریالهای در حال تولید خود را اعلام کرده است، از جمله یک انیمیشن کمدی١٧ از ست میرز١٨ [نویسندهی] شنبه شب داغ١٩ و پاتیتو فئو٢٠، اقتباسی آمریکایی از درامی اسپانیایی. علاوه بر این، تعداد شبکههای کابلی که سریالهای داستانی سرگرمکننده میساختند رو به افزایش است.
در پنجم ژوئن ٢٠٠٩، سریالهای داستانی محبوب به هیچ عنوان دیگر از شبکههای عادی تلویزیون پخش نمیشدند؛ بلکه آنها اپیزودهای اول فصل [سوم] سریال یادداشت را بسوزان٢١ و فصل [اول] سریال رنجهای درباری٢٢ بودند که به جز مسابقات حذفی لیگ بسکتبال آمریکا که از ABC پخش میشد، همهی برنامههای تلویزیونی را شکست دادند. در اواخر همان هفته، اپیزود اول [فصل نخست] سریال پرستار جکی٢٣ به رکورد بیشترین نمایش در تاریخ برنامههای تلویزیونی نایل آمد، و حتی قبل از هفتهی دوم نمایش خود برای فصل دوم قرارداد بست. (با پیشگامی شبکه USA، دومین فصل سال ٢٠٠٩ بهترین فصل نمایش تلویزیون کابلی در تاریخ بود؛ و USA شبکههای ABC، CBS، NBC و فاکس را با ١٧٥ ساعت پربینندهی تلویزیونی شکست جانانهای داد ... و نسبت به شبکهی CW مخاطبانش ٧٧ درصد بیشتر بودند.)
جن گریسانتی٢٤، مشاور شبکههای تلویزیونی، میگوید: "اکنون برای کانال کابلی بودن زمان خیلی خوبی است. کادر نویسندگان آنها به بزرگی کادر شبکههای تلویزیونی نیست، زیرا بودجهی چنین شبکههایی را در اختیار ندارند، اما قطعاً فرصتهای بیشتری را فراهم میکنند و این خیلی مورد نیاز است."
همچنین، تلویزیونهای کابلی مایلاند به استعدادهای جدیدتر میدان دهند؛ کسانی مثل آرون کُرش٢٥، نویسندهی رده پایین٢٦ (همه ریموند را دوست دارند٢٧، یادداشتهایی از زیر شکم٢٨) که اخیراً پایلوت سوداگرانهای را به شبکه USA فروخته است.
کُرش که اخیراً برای پایان ژرف٢٩ درامدی٣٠ میان فصل محصول ABC مینویسد، میگوید:"شبکه USA به نویسندههای کمتر شناخته شده مجال بیشتری میدهد. من هیچوقت یک نمایش تلویزیونی را نپروراندهام، اما به نظر میرسد که شبکه USA نسبت به شبکههای تلویزیونی نگاه متفاوتی به پروسهی پرورش دارد. آنها نمیآیند از همان ابتدا تعداد زیادی فیلمنامه بخرند و بعد درصد کمی از آنها را برای پایلوت تقاضا دهند، و از این پایلوتها درصد کمی را برای ساخت سریال سفارش دهند. آنها هر فیلمنامه یا خلاصه داستانی که میخرند، میخواهند همان را روی آنتن بفرستند. آنها زمان و انرژی قابل ملاحظهای را به هر پروژه اختصاص میدهند، زیرا تعداد این پروژهها معدود است."
او ادامه میدهد: "بالاخره [به جایی که میخواستم] رسیدم، تاکنون نویسندهای رده پایین بودم و حالا با مدیران اجرایی بسیار رده بالای شبکه USA همکاری متقابل دارم. آنها وقت، توجه و نیروی فکری پروسهی پرورششان را در اختیار من قرار میدهند. همهی اینها در مجموع به این مفهوم است که هر سریالی که آنها میخرند، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت، نسبت به برنامههای شبکههای تلویزیونی شانس موفقیت بیشتری دارد. این برای نویسنده میتواند خیلی جذاب باشد."
بنابراین، همچنان که سریالسازی در تلویزیون کابلی به رشد و موفقیت بیشتری دست پیدا میکند، این تلویزیون میتواند به زودی به فرصت باارزشی برای نواندیشان تلویزیون [عادی] تبدیل شود ... نه تنها برای نویسندگانی که امید دارند [در این تلویزیونها] کار کنند، بلکه برای خالقان و تهیهکنندگانی که مشتاق فروش برنامههایشان هستند.
بخش سوم و پایانی این مقاله در شمارهی بعدی مجلهی Script منتشر شده که به زودی برگردان فارسی آن در وبگاه تخصصی فیلمنامهنویسی "The Innovative Muse" قرار خواهد گرفت.
لینک های مرتبط:
در دنیای پس از اعتصاب - بخش اول
١ ـ America’s Got Talent
٢ ـ Deal or No Deal
٣ ـ Reality Show یا Reality TV: نوعی ژانر تلویزیونی (رک "در دنیای پس از اعتصاب ـ بخش اول)
٤ ـ Survivor
٥ ـ Scripted show: سریالهای تلویزیونی کمدی یا درام که ابتدا به صورت تریتمنت و سرانجام به صورت فیلمنامهی نهایی نوشته میشود. این نوع برنامه دارای ساختار و گرهگشایی از پیش تعیین شده است.
٦ ـ The Jay Leno Show
٧ ـ Bob Kushell
٨ ـ Cable network
٩ ـ America’s Next Top Model
١٠ ـ Wipeout
١١ ـ Deadliest Catch
١٢ ـ Dog the Bounty Hunter
١٣ ـ Jon & Kate Plus 8
١٤ ـ Lost
١٥ ـ The Real World
١٦ ـ The Hills
١٧ ـ منظور سریال انیمیشن"The Awesome" است.
١٨ ـ Seth Meyers
١٩ ـ Saturday Night Live
٢٠ ـ Patito Feo
٢١ ـ Burn Notice
٢٢ ـ Royal Pains
٢٣ ـ Nurse Jackie
٢٤ ـ Jen Grisanti
٢٥ ـ Aaron Korsh
٢٦ ـ Staff-level writer (همچنین Baby writer یا Staff writer): پایینترین رده نویسندگان در شبکههای تلویزیونی که به نویسندگان کمتجربه یا بیتجربه اختصاص دارد. برنامهسازان با آنها قراردادهای هفته به هفته میبندند که بنابر قوانین اتحادیهی نویسندگان آمریکا، مدت آن میتواند ١٠، ٢٠ یا ٤٠ هفته باشد. نویسندگان رده پایین، طی این مدت در کنار نویسندگان باتجربه و کارکشته تجربهاندوزی میکنند و در صورتی که طی این دوره عملکرد خوبی داشته باشند، ترفیع میگیرند.
٢٧ ـ Everybody Loves Raymond
٢٨ ـ Notes From the Underbelly
٢٩ ـ The Deep End
٣٠ ـ Dramedy: نوعی ژانر که ترکیب درام و کمدی است. ,
 | شماره: 40 | میوز خلاق (بابی) |
|