کتاب کوچه
۱. مثل تخم مرغ کریستف کلمب معمائی که چون پاسخ آن پیش آرند همگان صدا بردارند : «این که کاری نداشت، ما هم می توانستیم!»
۲. خر با تشدید به مزاح: سخت ابله، بسیار نادان
فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه
۳. بگماز (بِ) شراب، نبیذ، باده، می: ازین پس همه نوبت ماست رزم / ترا جای تختست و بگماز و بزم
فرهنگ فارسی عامیانه
۴. عیسی رشته ی مریم بافته کنایه از معصوم، منزه از هر عیب و خطا: درست است که بعضی نقطه ضعف هایی داشتند، اما ما نیز آنچنان عیسی رشته ی مریم بافته نبودیم.
۵. گریه بگیر واعظی که با ذکر مصایب ائمه اطهار شنوندگان را به زاری وا دارد: مطرب ها را بیشتر از گریه بگیرها و مقدس مآب ها احترام می گذاشت و عقیده داشت که اینها بدتر از آنچه می نمایند هستند.
فرهنگ بزرگ سخن
۶. کام انجامی موفقیت؛ پیروزی: تحسر همی خوردم که جوان بود و منعم و متنعم و کام انجامی تمام داشت.
۷. قاشق پستایی کردن سروکار داشتن؛ همنشینی کردن: به کشورهای دیگر هم مسافرت کرده، بیش و کم با مردم خارج ایران هم خیلی قاشق پستایی کرده ام.
قاموس کتاب مقدس
۸. کنعان پسر چهارمین حام است. وی جد قبایل و طوایف است که در اراضی غربی اردن سکونت می داشتند و حضرت نوح حام را که جد کنعانیان است لعنت نمود زیرا که هتک احترام پدر خود را نموده از وی حیا نکرد. علیهذا تمامی قوم کنعانیان این لعنت را بر خود برداشت نمودند چه که در ایام افتتاح فلسطین ینی اسرائیل اکثر ایشان را به قتل رسانیدند و مابقی را که از دهان شمشیر رهایی یافته بودند طوق عبودیت بر گردن نهادند ... پس از آنکه اراضی کنعان توسط بنی اسرائیل مفتوح گشت، نام کنعان به زمین مقدس و زمین موعود و زمین عبرانیان مبدل گردید.
فرهنگ درست نویسی سخن
۹. منجی یا ناجی؟
منجی در زبان عربی به معنای «نجات دهنده» و ناجی به معنای «نجات یافته» است. در متون قدیم فارسی هم در همین معانی به کار رفته اند. امروزه برخی «ناجی» را مترادف «منجی» و ذر معنی «نجات دهنده» به کار می برند. در فارسی فصیح بهتر است از به کار بردن ناجی در معنی «نجات دهنده» پرهیز کنیم: هم به محض خوردن آن لقمه احساس کردند که استخوانشان و گوشتشان قوتی گرفته است چنان که گفتی پاره ای از تن منجی آسمانی خود را خورده اند.