 جمعه 30 اسفند1387
به فر کیانی یکی تخت ساخت / چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت که چون خواستی دیو برداشتی / ز هامون به گردون برافراشتی چه خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاه فرمانروا جهان انجمن شد بر تخت اوی / فرومانده از فرهی بخت اوی به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودین / برآسوده از رنج تن دل ز کین بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند چنین روز فرخ از آن روزگار / بمانده از آن خسروان یادگار.

فرا رسیدن هفت هزار و سی و یکمین نوروز ایرانی را به شما شادباش میگویم. آرزو میکنم در این سال نو از هرگونه گزند و زیان در امان باشید و به لطف ایزد با سختیهای زیادی روبرو نشوید و دنیا به کامتان باشد.
بهتر است در این روزهای نخستین سال نو، با نوروز بیشتر آشنا شویم.
نوروز ـ فرهنگ دهخدا
... به معنی روز نو است، و آن دو باشد، یکی نوروز عامه و دیگری نوروز خاصه، و نوروز عامه روز اول فروردین ماه است که آمدن آفتاب به نقطهی اول حمل باشد و رسیدن او به نقطهی اول بهار است. گویند خدایتعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند و اوجات همه در نقطهی اول حمل بود، در این روز حکم شد که به سیر و دور در آیند و آدم علیهالسلام را نیز در این روز خلق کرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند و بعضی گفتهاند که جمشید که او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ میگویند سیر عالم میکرد. چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوَش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است، و چون به زبان پعلوی شعاع را شید میگویند این لفظ را بر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و آن آن روز این رسم پیدا شد. و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان راطلبید و رسمهای نیکو گذاشت و گفت خدایتعالی شما را خلق کرده است، باید که به آبهای پاکیزه تن را بشوئید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند. (برهان قاطع) (از رشیدی) (از جهانگیری) (آنندراج). و گویند اکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد حاجتهای مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی، و معرب آن نیروز است. (برهان قاطع) (از جهانگیری) (آنندراج). این روز را در نزد پادشاهان عجم و یزدانیان ایران شرفهاست، گویند در آن روز ایجاد و انشاء خلق شده و سعدتر از ساعات آن روز ساعت تحویل شمس است به حمل ... و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و آبش معروف و مشهور گردیده و شکر از آن ساختند، بنابراین در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن حلویات ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برقرار است (انجمن آرا).
جشن نوروز یا عید نوروز یا جشن فروردین یا جشن بهار یا بهار جشن: بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که از نخستین روز فروردین، ماه اول سال شمسی، آغاز شود. جشن نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ آریائیان بوده است (۱) ایرانیان قدیم (پیش از عهد ساسانی و به هنگام تدوین بخش اول اوستا) جشن نوروز را ظاهراً در اول بهار هر سال و آغاز برج حمل برپا میداشتند. در دورهی ساسانیان موسم این جشن با گردش سال تغییر میکرد و در آغاز فروردین هر سال نبود، بلکه عید اضحی و عید فطر مسلمانان در فصول مختلف سال گردش میکرد ... و در سال ۴۶۷ ه.ق. نوروز به بیست و سوم برج حوت افتاد، یعنی ۱۷ روز مانده به پایان زمستان. در این سال به فرمان سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی ترتیب تقویم جلالی نهاده شد و بر اساس آن موقع جشن نوروزی در بهار هر سال مقارن تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت شد و بدین منظور مقرر شد که هر چهار سال یک روز بر تعداد ایام سال بیفزایند و سال چهارم را ۳۶۶ روز حساب کنند و پس از هر ۲۸ سال ـ یعنی گذشتن هفت دورهی چهار ساله ـ چون دورهی چهار سالهی هشتم فرا رسد به جای آنکه به آخرین سال این دوره یک روز بیفزایند، این روز را به نخستین سال دورهی بعد، یعنی دورهی نهم اضافه کنند. بدین ترتیب سال جلالی نزدیکترین سالهای جهان شد به سال شمسی حقیقی که ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه است.

... بیست و پنج روز پیش از نوروز در صحن دارالملک دوازده ستون از خشت خام برپا میشد که بر ستونی گندم و بر ستونی جو و بر ستونی برنج و بر ستونی باقلی و بر ستونی کاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی کنجد و بر ستونی ماش میکاشتند و اینها را نمیچیدند مگر به غنا و ترنم و لهو. در ششمین روز نوروز این حبوب را میکندند و میمنت را، در مجلس میپراکندند و تا روز مهر از ماه فروردین [۱۶ فروردین] آن را جمع نمیکردند. این حبوب را برای تفأل میکاشتند و گمان میکردند که هر یک از آنها که نیکوتر و بارورتر شود محصول آن در آن سال فراوان خواهد بود و شاهنشاه به نظر کردن در جو بهویژه تبرک میجست. (المحاسن و الاضداد)
... ابوریحان گوید: آئین پادشاهان ساسان در پنج روز اول فروردین [نوروز عامه] چنین بود که شاه به روز اول نوروز ابتدا میکرد و عامه را از جلوس خویش برای ایشان و احسان بدیشان میآگاهانید، در روز دوم برای کسانی که از عامه رفیعتر بودند یعنی دهگانان و اهل آتشکدهها جلوس میکرد، در روز سوم از برای اسواران و موبدان بزرگ، و در روز چهارم برای افراد خاندان و نزدیکان و خاصان حود، و در روز پنجم برای پسر و نزدیکان خویش، و به هریک از اینان در خور رتبت اکرام و انعام مینمود، و چون روز ششم فرا میرسید از ادای حقوق مردم فارغ میشد، از این پس نوروز از آن خود او بود و دیگر کسی جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت به نزد او نمیتوانست برود. (آثار الباقیه ص ۲۱۹). همچنین در ایام نوروز نواهایی خاص در خدمت پادشاه نواخته میشد که مختص همان ایام بود،در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب میپاشیدند، و این رسم در قرنهای نخستین اسلامی نیز رایج بوده است، دیگر هدیه دادن شکر متداول بود ... همچنین در شب نوروز آتش برمیافروختند. (بلوغ الارب ج ۱ ص ۳۸۶) و این رسم تا زمان عباسیان در بینالنهرین ادامه یافت و نخستین کسی که این رسم را نهاد، هرمزد شجاع پسر شاپور پسر اردشیر بابکان است. (آثار الباقیه ص ۲۱۸).

... در نتیجهی ظهور ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذ برمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تشکیل سلسلههای طاهریان و صفاریان، جشنهای ایرانی دوباره رونق یافتند، گویندگان دربارهی آنها قصاید پرداختند و نویسندگان مانند حمزهی اصفهانی مؤلف اشعار الساعرة فی النیروز و المهرجان آنها را مدون ساختند. (آثار الباقیه ص ۳۱). آثار و قراینی در دست است که پس از اسلام همواره جشن نوروز برپا میشده است و مراسم آن با تصرفاتی و تغییراتی از عهدی به عهد دیگر منتقل گردیده است، تا زمان حاضر که نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان محسوب میشود.
آمد نوروز و نو دمید بنفشه / بر ما فرخنده باد و بر تو فرخشه. (منجیک)
نوروز بزرگ آمد آرایش عالم / میراث به نزدیک ملوک عجم از جم (عنصری)
آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز / کامکارا کار گیتی تازه از سر گیر باز. (منوچهری)
نوروز روزگار نشاط است و ایمنی / پوشیده ابر دشت به دیبای ارمنی. (منوچهری)
آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار / هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است. (سعدی)
(اصطلاح موسیقی) یکی از نغمات موسیقی قدیم ایرانی که به قول صفیالدین ارموی در مقام سهگاه نواخته میشده. (مجلهی موسیقی ش ۹۷ ص ۳۰ از فرهنگ فارسی معین). مخفف نوروز بزرگ است. (یادداشت مؤلف). آوازهای است از مقامات بوسُلیک حسینی مشتق شده و ۵/۱ بانگ دارد و از چهارمین نغمه است. (رسالهی بهجتالروح ص ۱۱۰)
نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز / زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز. (منوچهری)
در پردهی نوروز بدین وزن غزل گفت / وزنی که همه مطلع فتح و ظفر آمد. (سوزنی)
به نقل از لغتنامهی دهخدا.
لینکهای جالب دربارهی "نوروز":
۱. نوروز، وحدت ملی و همبستگی منطقهای، دکتر محمد میرشکرایی (آریا بوم)
۲. نوروز و آیینهای آن، رضا مرادی غیاثآبادی
۳. پیامآور نوروزی، رضا مرادی غیاثآبادی
۴. سینهای سفرهی هفتسین
۵. هفت "سین" مقدس در هفتسین ایرانی
۶. هفتسین ـ ویکیپدیا
 | شماره: 21 | میوز خلاق (بابی) |
|