 چهارشنبه 23 اردیبهشت1388
فرهنگ سخن
اخیافی axyāfi [عر.: اخیافیّ] (ص.) (قد.) ویژگی برادرانی که از یک مادر و از پدران دو یا چندگانه باشند؛ مقـِ . اعیانی.
پاکشلوار pāk-šalvār (ص.) (مجاز) ویژگی آنکه از همبستری نامشروع پرهیز میکند: پاکشلوار باش که پاکشلواری از پاکدینی است. (عنصرالمعالی ۲۲۷)
وهنگ vehang (اِ.) (قد.) حلقه: چون برون کرد زو هماره وهنگ / در زمان در کشید محکم تنگ. (شهید بلخی: اشعار ۳۸)
فرهنگ فارسی عامیانه
زند و زا. (zend-o-zâ) زاد و ولد، تولید مثل: « من برای دمخورهایت به اندازهی یک سر سوزن هم ارزش قایل نیستم: یک مشت زن شترهشلخته که فقط بلدند زند و زا کنند و آنوقت تولههایشان را ول کنند توی کوچه به امان خدا.» (دخیل بر پنجره، ۸۰)
یامفت یامفت گفتن. از روی ریا و برای فریفتن مردم تسبیح گرداندن و ذکر گفتن، تظاهر به دینداری کردن: «آخر این یامفت یامفت گفتنها واسه چی خوب است؟ اگر میخواهی خدا ازت خوشش بیاید یک کاری کن که بندههای خدا خوش باشند ... مرد مؤمن آن است که قدمش را به راه مردم وردارد.» (اسمال، ۳۶۵)
فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه
دست شسته به خون. سخت جنگجو، کشندهی دشمن. سپاهی برآمد ز زابل برون / چو شیران همه دست شسته به خون.
فرزد. (Farazd) سبزه، چمن، مرغ. ورا پادشا نام کرد اورمزد / که سر وی بد اندر میان فرزد.
دایرة المعارف هنر ـ فرهنگ معاصر
پوریسم. PURISM [نابگرایی]. جنبشی که پس از برگزاری یک نمایشگاه و انتشار کتاب کوبیسم توسط لوکربوزیه و اُزانفان، در فرانسه پدید شد. پوریسم بر آن بود که به نوعی کوبیسم کامل دست یابد؛ و این را از طریق تأکید بر وضوح و عینیت در بازنمایی دنبال میکرد. این جنبش که هفت سالی دوام آورد، از طریق معماری لوکربوزیه شهرت و اعتبار جهانی یافت.
فرهنگ واژههای سینمائی ـ پرویز دوایی
سروصداهای متفرقه. تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی، سروصداهای مختلف (صدای پا، موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره.)
کتاب کوچه
پاشنهی تفنگ را یواش کشیدن به ریشخند: حادثهئی فجیع به بار آوردن اما در ایجاد آن چندان سوءنیتی نداشتن.
یکی که کسی را کشته بود در حضور قاضی گریه میکرد و قسم میخورد که: «به خدا پاشنهی تفنگ را یواش کشیدم.»
فرهنگ امثال سخن
تعارف شاه عبدالعظیمی راه ضررش بسته است! گفتهاند: اهالی شاهعبدالعظیم وقتی مهمان یا تازهواردی به آنها میرسد، با پرسش فراوان معلوم میکنند که آیا مهمان یا تازهوارد قصد رفتن دارد یا خیال ماندن. بعد از آن که از قصد رفتن او کاملاً مطمئن شدند از او میپرسند که تو را به این حضرت (عبدالعظیم) خواهی رفت؟ وقتی پاسخ مثبت او را میشنوند به او تعارف میکنند که تو را به خدا، تو را به این حضرت نرو، پیش ما بمان!
ضمیمه - -
(۱) فرهنگ درستنویسی سخن
سایر ... دیگر این دو واژه هم معنی است و نمیتوان آنها را در یک جمله و برای بیان یک موضوع به کار برد. با گفتن یکی نیازی به ذکر دیگری نیست:
نمونهی غیرمعیار: سایر کشورهای دیگر هم آمادگی خود را اعلام کردند.
نمونهی معیار: سایر کشورها هم آمادگی خود را اعلام کردند.
نمونهی معیار: کشورهای دیگر هم آمادگی خود را اعلام کردند.
(۲) نکتههای ویرایش – علی صلحجو
بدل و معترضه برخی از نویسندگان جایی که باید بدل به کار گیرند از معترضههای توضیحی فعلدار استفاده میکنند. مثال: «زندگی در تهران، که پایتخت و بزرگترین شهر ایران است، هر لحظه مشکلتر میشود.» این نوع جملهها را به راحتی میتوان به کمک بدل نوشت: «زندگی در تهران، پایتخت و بزرگترین شهر ایران، هر لحظه مشکلتر میشود.» یکی از امتیازات بدل این است که چون فعل ندارد سبب میشود که فعل اصلی جمله (در اینجا «مشکلتر میشود.») مؤثرتر شود. بدیهی است که هر معترضهای را نمیتوان به بدل تبدیل کرد. مثال: «سیامک پورحسینی، که سال گذشته در مسابقات تنیس روی میز در خاورمیانه پایش شکست، امسال در مسابقات شرکت میکند.» صورت بدلی این جمله به گوش خوب نمیآید: «سیامک پورحسینی، شکسته پای مسابقات تنیس روی میز در سال گذشته، امسال در مسابقات شرکت میکند.»
(۳) پارسی را پاس بداریم
اظهر من الشمس بسیار آشکار
 | شماره: 25 | میوز خلاق (بابی) |
|