 دوشنبه 19 مرداد1388
رازهای هولناک همیشه [در عاقبت] برملا میشوند و اسناد گمشده پیدا. این مدارک هیجان بیپایانی را فراهم میکنند. قهرمانان همیشه به دنبال گزارشهای سری، فرمولهای علمی، عقدنامههای فراموش شده، اسناد رهن، اعترافنامههای دستنویس یا رسیدهای جعلی هستند، و هر تبهکار قصد و نیت خویش را پنهان میکند. (جیمز ال. اسمیت، "ملودراما"، ۱۹۷۳، ص. ۳۶)
وقتی که کار نوشتن فیلمنامهی بدنام را با بن هکت آغاز کردم، به دنبال یک مکگافین بودیم، و مثل همیشه، با آزمون و خطا پیش رفتیم، در چند مسیر مختلف رفتیم که بسیار بغرنج از آب درآمد ... پس کل این ایده را به خاطر مکگافینی که سادهتر، اما محسوس و عینی بود کنار گذاشتیم: نمونهای از اورانیوم که در یک بطری شراب پنهان شده بود. (بخشی از مصاحبهی فرانسوا تروفو با آلفرد هیچکاک)
چه کسی مکگافین را ابداع کرد؟
اصطلاح "مکگافین" علاقهمندان به سینما را به یاد آلفرد هیچکاک میاندازد، بیتردید او کسی است که مکگافین را مصطلح و تکنیک آن را متداول کرد. این کارگردان فقید طی یک سخنرانی به تاریخ ۳۰ مارس ۱۹۳۹ در دانشگاه کلمبیا به توضیح "مکگافین" پرداخت: "[ما] در استودیو عنوانی داریم که آن را مکگافین مینامیم و آن عنصری است مکانیکی که معمولاً در هر داستانی حضور دارد. مکگافین در داستانهای جنایی بیشتر اوقات یک گردنبند است و در داستانهای جاسوسی بیشتر اوقات اسناد و مدارک."
اما کسی که مکگافین را ابداع کرد، نه آلفرد هیچکاک، که آنگوس مکفیل (Angus MacPhail)، فیلمنامهنویس بریتانیایی بود. او و هیچکاک به احتمال فراوان در گامونت ـ بریتیش با یکدیگر آشنا شدهاند و آنجا بوده که مکفیل هیچکاک را با "مکگافین" آشنا کرده است. حتی برخی منابع اینترنتی ذکر کردهاند که احتمالاً داستان معروف آن دو مرد را که با قطار به اسکاتلند سفر میکنند، مکفیل برای هیچکاک نقل کرده است.
برای آشنایی بیشتر با مبدع "مکگافین" میتوانید روی لینکهای زیر کلیک کنید:
http://www.imdb.com/name/nm0534191/
http://en.wikipedia.org/wiki/Angus_MacPhail
ریشهشناسی مکگافین
"مک" احتمالاً از قسمت نخست نامخانوادگی "مکفیل" گرفته شده است تا به نوعی یادآور ابداعگر این اصطلاح باشد. "گافین" هم میتواند از "گاف" مشتق شده باشد که در انگلیسی به معنای "چرند، چرت و پرت، پرت و پلا" است. این معانی یادآور بخش پایانی داستان معروف آن دو مرد است که هیچکاک با تکیه بر آن گفته "مکگافین در واقع چیزی است که وجود خارجی ندارد." البته نظر برخی هم بر آن است که "گافین" از "گریفین" به معنای "شیردال" مشتق شده است؛ موجودی اساطیری با بدن شیر، و سر و بالهای عقاب که یادآور ادعای یکی از آن دو مرد داستان یادشده مبنی بر وجود شیر در اسکاتلند است.
تذکر. این ریشهشناسی بر پایهی حدس و احتمال است.
مکگافین چیست؟
مکگافین بهانه یا طعمهای است که به شخصیت یا شخصیتهای اصلی انگیزهی لازم برای آغاز ماجرا را میدهد و بعد از اهمیت آن کاسته میشود، و گاهی تقریباً در پایان فیلم فراموش میشود. به همین خاطر شاید نیازی نباشد که مکگافین در فیلم به طور مفصل توضیح داده شود.
مکگافین معمولاً ـ و نه همیشه ـ مرکز توجه فیلم در پردهی اول است، و بیشتر در داستانهای تریلر، جاسوسی، و ماجرایی به کار میرود. ماهیت مکگافین مهم نیست؛ میتواند هر چیزی باشد یا اصلاً هیچ چیز نباشد. در واقع، مقصود مکگافین برانگیختن شخصیت اصلی به کنشی است که باعث شروع ماجرا شود.
نکته ۱. اگر شخصیتها پیش از پایان داستان به مکگافین دست یابند، آن گاه چیز دیگری باید اهمیت بیشتری پیدا کند. مثلاً اگر مکگافین گنج است، پس از آنکه شخصیتهای اصلی به آن دست یافتند، گنج باید اهمیت خود را از دست بدهد و موارد دیگری اهمیت بیشتری پیدا کنند.
نکته ۲. بیشتر شخصیتهای داستان مکگافین را پایهی کنشهایشان قرار میدهند، اگرچه نتیجهی نهایی کنشهای آنها معمولاً نسبت به دستیابی، کنترل، یا نابودی مکگافین اهمیت بیشتری دارد.
نکته ۳. در برخی موارد، اهمیت مکگافین حتی آشکار هم نمیشود و به همین خاطر وقتی که تلاش میکنید اهمیت آن را دریابید، گاه جز منحرف کردن شما از موضوع اصلی اتفاق دیگری نمیافتد.
نکته ۴. مکگافین گاهی میتواند مبهم، کاملاً نامعلوم، یا آزاد برای تفسیر عموم باشد.
نکته ۵. هرچه مکگافین عجیبتر یا مبهمتر باشد، توجه بیشتری را به خود جلب میکند.
انواع مکگافین
۱. مکگافین سنتی:
ـ معمولاً اسرار و مدارک سری یا یک شیء مرموز است.
ـ صرفاً بهانهای برای انگیزه دادن به شخصیتها به منظور شروع ماجرا است.
ـ اصلاً نیازی نیست که واقعاً باارزش باشد. فقط باید برای اشخاص داستان باارزش باشد.
نکته ۶. مکگافین سنتی قطعاً اهمیتی ندارد و هرگز به چیزی با اهمیت فوری تبدیل نمیشود.
ـ معمولاً از اواسط فیلم اهمیت آن کاهش مییابد و در پایان، فراموش میشود.
ـ گاهی چیزی است که وجود خارجی ندارد یا پوچ و توخالی است.
۲. مکگافین غیر سنتی:
ـ علاوه بر شیء میتواند شخصیت و یا موردی غیرملموس باشد.
ـ گاهی اهمیت خود را تا پایان فیلم حفظ میکند، اما داستان دربارهی آن نیست و طبعاً پایان فیلم را رقم نمیزند.
ـ ذاتاً ارزشمند و دارای نیروها یا ویژگیهای خاصی است.
ـ انگیزهی اولیهی شخصیتها برای شروع ماجرا ایجاد میکند.
ـ مخاطب هم به آن اهمیت میدهد.
جرج لوکاس، نویسنده و کارگردان، R2-D2 را چنین توصیف میکند: "نیروی محرک اصلی فیلم است ... همان چیزی که در صنعت فیلم به آن میگویید مکگافین ... شیئی که همه در جستجوی آنند ... مکگافین باید نیرومند باشد ... مخاطب باید به اندازهی قهرمانان و شخصیتهای منفی که روی پرده در حال نبرد هستند، به آن علاقه نشان دهد."
کازابلانکا: مجوزهای خروج (مک گافین)
داستان "کازابلانکا" دربارهی عشق ریک و ایلسا است، نه مجوزهای خروج. آنچه که پایان این فیلم را رقم میزند ارادهی شخصی ریک است، نه مجوزهای خروج.
سکوت برهها: دختر سناتور (مک گافین)
قاتل زنجیرهای پیش از آن که دختر سناتور را برباید، قربانیان دیگری را ربوده و به قتل رسانده. اما FBI با وجود تلاشهایش موفق به دستگیری او نشده. چرا؟ چون این تلاشها کافی نبودند. چرا؟ چون دختران ربوده شده یا کشته شده گمنام بودند. اما از وقتی که دختر سناتور به چنگ این قاتل روانی میافتد، تلاش این سازمان شدت زیادی به خود میگیرد. به همین خاطر، هانیبال لکتر از سلول بسیار حفاظتشدهاش خارج میشود تا در به دام انداختن قاتل زنجیرهای به کلاریس کمک کند.
شکلهای مکگافین
اگرچه مکگافین اصیل هیچکاکی معمولاً به صورت شیء است، اما نظریهپردازان و فیلمنامهنویسان در طول این چند دهه، شکلهای دیگری را هم برای این عنصر قایل شدهاند. متداول ترین این شکلها عبارتند از:
۱. شیء: مکگافین معمولاً یک شیء است: اسناد سری، دستسازهی باستانی، سلاح پیشرفته و سری، گردنبند، حلقه، محتویات گاوصندوق بانک، مجسمهای کوچک، قطعه الماسی درشت، تکه سنگ و ... از نمونههای متداول مکگافین به صورت شیء هستند. چند مثال:
ـ شمال از شمال غربی: اسرار دولتی
ـ بدنام: اورانیوم پنهان شده در بطری شراب
ـ همشهری کین: رزباد
ـ پالپ فیکشن: محتویات چمدان
ـ شاهین مالت: پرندهی سیاه
ـ جیسون و آرگوناتها: پشم زرین
ـ ترانسفورمز: آلسپارک
Prison Break، فصل 2: پولهای چارلز وستمورلند
Prison Break، فصل 4: سیلا
۲. شخص: مکگافین میتواند یک شخص باشد.
ـ جویندگان: دبی ادواردز
ـ شاهد: ساموئل
ـ مظنونین همیشگی: کایزر سوزه
۳. موارد غیر مادی: رویا، آرزو، موسیقی، کینه، استعداد در چیزی، و مواردی از این قبیل.
ـ ویل هانتینگ خوب: استعداد مت در حل مسائل ریاضی
ـ آرزوهای بزرگ: آرزوهای بزرگ پیپ
ـ بانو ناپدید میشود: پیامی رمزی در قطعهای از یک آهنگ
مکگافینهای متعدد
هیچ قانونی دال بر اینکه چند مکگافین میتوانند به طور همزمان به کار گرفته شوند وجود ندارد. در فیلم پرفروش "دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده" احکام تاراج، صندوق دیوی جونز، و قطبنمای جک همگی به طور مداوم به عنوان اقلام انگیزهبخشی به کار میروند که در پایان تا اندازهای بیاهمیت میشوند.
شاید عنوان برندهی "بیشترین مکگافین در یک فیلم" به کمدی دهه هفتادی "دُکی، چه خبر؟" برسد که در آن تعداد کثیری از شخصیتها تمام فیلم را در جستجوی چهار چمدان همسان صرف میکنند که محتویات متفاوتی دارند.
تذکر بسیار مهم در مورد مکگافین
همانطور که گفته شد، مکگافین نمیتواند تأثیر کاری بر پیرنگ داشته باشد و سرانجام آن را رقم بزند. اینکه مکگافین دارای نیروی خاصی است اهمیتی ندارد، آنچه که مهم است عدم دخالت این نیروی خاص در پایان داستان است. به همین خاطر، برخلاف آنچه که در برخی سایتهای اینترنتی مشاهده میشود، صندوق عهد در "مهاجمین صندوق گمشده" نمیتواند مکگافین باشد، زیرا نیروی اسرارآمیز این صندوق است که دشمنان ایندیانا جونز را از بین میبرد و سرانجام ماجرا را رقم میزند. علاوه بر آن، صندوق عهد چیزی است که ایندیانا جونز در طول فیلم به دنبال آن است. حلقهی یگانه در تریلوژی "ارباب حلقهها" نیز چنین وضعیتی را دارد؛ وقایع پیرنگ را تحت تأثیر قرار میدهد و وقتی که فرودو آن را از بین میبرد، نیروی شر نیز همراه با آن نابود میشود.
ضمیمه.
بخشهایی از گفتگوی مفصل فرانسوا تروفو با آلفرد هیچکاک فقید به مکگافین اختصاص دارد که در ادامه آن را میخوانید. لازم به ذکر است که گزیدهی زیر، عیناً از کتاب "سینما به روایت هیچکاک" ترجمهی پرویز دوایی آورده شده است:
هیچکاک: عبارت رمزی "مکگافین" (Mac Guffin) فیلم بود. باید برایتان توضیح بدهم مکگافین یعنی چه.
تروفو: مکگافین بهانهی گره داستان نیست؟
هیچکاک: "مکگافین" عبارت از حقه یا فوت و فن یا اسنادی است که جاسوسها به دنبالش هستند. بیشتر توضیح میدهم. همانطور که میدانید بیشتر داستانهای کیپلینگ در هندوستان میگذرد و با مبارزه بین نیروهای انگلیسی با قوای محلی در مرزهای افغانستان سروکار دارد. خیلی از این داستانها،داستانهای جاسوسی و مربوط به تلاش برای خارج کردن نقشههای سری از داخل یک دژ نظامی است. مکگافین اصلی و اولیه، دزدی اسناد سری بود.
بنابراین، مکگافین از نظر ما تمام این جور چیزها را شامل میشود، دزدی نقشهها یا اسناد، یا کشف یک راز؛ حالا این راز هرچه که میخواهد باشد. استدلالیون اگر در تلاش شناخت ماهیت یک مکگافین هستند اشتباه میکنند، چون اصلاً خارج از موضوع و منظور است، تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که در فیلم نقشه و اسناد و اسرار برای قهرمانان ماجرا ظاهراً اهمیت حیاتی داشته باشد، ولی این اسرار از نظر من که روایت کنندهی داستان هستم کمترین اهمیتی ندارد.
شاید بخواهید بدانید که اصطلاح مکگافین از کجا پیدا شده. این لغت که احیاناً اسکاتلندی است، از داستان دو نفر آدم گرفته شده که با قطار سفر میکنند. اولی میپرسد:
ـ آن بسته که بالای سرتان گذاشتهاید چیست؟
دومی میگوید:
ـ این مکگافین است.
ـ مکگافین دیگر چیست؟
ـ مکگافین وسیلهای است که با آن در اسکاتلند شیر شکار میکنند.
ـ ولی در اسکاتلند که شیر نیست.
ـ پس این بسته هم مکگافین نیست.
در واقع، مکگافین چیزی است که وجود خارجی ندارد.
تروفو: ... نه فقط لزومی ندارد که مکگافین مهم و جدی باشد، بلکه ترجیح دارد که حتی چیزی پیش پا افتاده و بیمعنی مثل آن آهنگ مختصر در خانم ناپدید میشود باشد.
[...]
تروفو: اگر درست فهمیده باشم، هرجایی که پای زندگی یک فرد انسان در بین است قانون دراماتیک این است که نگرانی نسبت به نجات او چنان شدید باشد که با پیشرفت ماجرا مکگافین دیگر فراموش شود، ولی این شیوه به نظر من خارج از مخاطره نیست. در خیلی از فیلمها در توضیح نهایی، یعنی در صحنهای که مکگافین توضیح داده میشود، تماشاگران میخندند و هو میکنند، ولی من متوجه شدهام که یکی از حقههای شما این است که از دست مکگافین نه در آخر فیلم بلکه جایی در اواسط ماجرا خلاص میشوید، به این ترتیب دیگر احتیاجی نیست که تمام پردهبرداری و توضیح در قسمت نهایی فشرده و خلاصه شود.
هیچکاک: این مطلب به طور کلی صحیح است ولی آنچه که من در طی این سالها یادگرفتهام این است که مکگافین هیچ اهمیتی ندارد. این موضوع برای من مسلم است ولی ثابت کردنش به دیگران دائم مشکل است.
بهترین مکگافین من، و منظورم از بهترین، توخالیترین و هیچ و پوچ ترین مکگافین، آنست که در فیلم شمال از شمال غربی به کار بردیم. فیلم دربارهی جاسوسی است و سئوالی که پیش میآید این است که جاسوسها دنبال چی هستند. در صحنهاای که در فرودگاه شیکاگو میگذرد، آن مأمور سازمان مرکزی اطلاعات تمام وضعیت را برای کاری گرانت توضیح میدهد و گرانت با اشاره به جیمز میسون میپرسد:
ـ خوب، این مرد کارش چیست؟
مأمور اطلاعاتی جواب میدهد:
ـ میشود گفت که در صادرات و واردات دست دارد.
ـ ولی چه چیزی میفروشد؟
ـ اوه، اسرار دولتی!
میبینید که مکگافین در اینجا به خالصترین شکل خودش رسیده، به هیچ!
1. “MacGuffin.” Wikipedia. 8 Aug. 2009. Wikimedia Foundation Inc. 2 Aug. 2009 <http://en.wikipedia.org/wiki/MacGuffin> 2. “Mac Guffin.” tvtropes. Creative Commons Attribution. 2 Aug. 2009 <http://tvtropes.org/pmwiki/pmwiki.php/Main/MacGuffin > 3. “MacGuffin.” Merriam-Webster Online. 2006-2007. Merriam-Webster, Inc. 2 Aug. 2009 <http://media.merriam-webster.com/dictionary/macguffin> 4. “Alfred Hitchcock film tecniques.” eSSORTMENT. 2002. Demand Media Network. 2 Aug. 2009 <http://www.essortment.com/all/alfredhitchcoc_rvhd.htm> 5. “The 39 Steps.” The Buffalo Film Seminars. Market Acrade Film & Arts Center & UB. 2 Aug. 2009 [PDF] <http://csac.buffalo.edu/39steps.pdf> 6. “Mac Guffin.” C2. 2 Sep. 2008. 2 Aug. 2009 < http://www.c2.com/cgi/wiki?McGuffin> 7. Kurland, Michael. “What is a MacGuffin.” Gotham Writers’ Workshop. 1997-2009. Gotham Writers’ Workshop. Inc. 2 Aug. 2009 <http://www.writingclasses.com/FacultyBios/facultyArticleByInstructor.php/ArticleID/10> 8. “Article/Page Title.” Frequently-asked questions. 12 May. 2006. Labyrinth Connections. 2 Aug. 2009 <http://www.labyrinth.net.au/~muffin/faqs_c.html> 9. Ellis, Jessica. “What is a Macguffin.” wiseGEEK. 28 May. 2009. Conjecture Corp. 2 Aug. 2009 <http://www.wisegeek.com/what-is-a-macguffin.htm> 10. Duguid, Mark. “Hitchcock and the MacGuffin.” ScreenOnline. 2003-09. BFI Screenonline. 2 Aug. 2009 <http://www.screenonline.org.uk/tours/hitch/tour6.html> 11. “Category:MacGuffins.” Wikia Entertainment. 14 Jul. 2009. Wikianswers. 2 Aug. 2009 <http://transformers.wikia.com/wiki/Category:MacGuffins> 12. D. , Christof. “The MacGuffin.” 37 Signals. 16 Jan. 2007. 37 Signals, LLC. 2 Aug. 2009 <http://37signals.com/svn/posts/196-the-macguffin> 13. Truffaut, Francois. (1967). Hitchcock. London: Secker & Warburg [Tranlated into Persian by: Parviz Dava’i]
برای دانلود نسخه PDF این متن، روی لینک زیر کلیک کنید:
مک گافین (نسخه PDF)
| شماره: 30 | بابی گورو |
|