تبليغاتX
THE INNOVATIVE MUSE
THE INNOVATIVE MUSE
Professional Screenwriting

Alfred Hitchcock: "To make a great film you need three things - the script, the script and the script."
.: Lindsay Lohan :.



All About LiLo


.: Ultimate :.
- - Low Quality - -


.: Edge of Seventeen :.
- - Low Quality - -


فهرست موضوع‌ها

یادداشت
اطلاعیه‌ها
مقاله‌های خارجی
فیلمنامه: مفاهیم پایه
فیلمنامه: ژانر
فیلمنامه: پیرنگ
فیلمنامه: ساختار
فیلمنامه: شخصیت
فیلمنامه: -
فیلمنامه: شیوه نگارش
فیلمنامه: صحنه
بوطیقا و فیلمنامه‌
روان‌شناسی و فیلمنامه‌
اسطوره و فیلمنامه
نگاهی به فیلمنامه
ابزار کار و تحلیل فیلمنامه
کتابخانه‌ی فیلمنامه‌نویس
صد و یک عادت ...
اسرار عهد عتیق
مصاحبه ها
واژگان ماه
پرسش‌های شما
معرفی کتاب
متفرقه


دانلود برای فیلمنامه‌نویسان



پیوندهای فیلمنامه‌نویسی

راهنمای کامل ثبت فیلمنامه
صفحه میوز خلاق در ف...بوک
وب‌های فیلمنامه‌نویسی
آرشيو پيوند ها

فیلمنامه‌های برتر تاریخ سینما

.: سینمای جهان :.

رده
فیلمنامه
لینک
1
کازابلانکا
2
پدرخوانده
3
محله‌ی چینی‌ها
4
همشهری کین
5
همه چیز درباره‌ی ایو
6
آنی‌ هال
7
بلوار سانست
8
شبکه
9
بعضی‌ها داغشو دوست دارن
10
پدرخوانده2
لیست کامل 101 فیلمنامه

.: سینمای ایران :.

رده
فیلمنامه
دوره
امتیاز
1
گاو
ش. ا
173
2
هامون
ج. ا
172
3
گوزن‌ها
ش. ا
170
4
رگبار
ش. ا
164
5
باشو، غریبه‌ی کوچک
ج. ا
158
6
آرامش در حضور دیگران
ش. ا
156
7
سوته‌دلان
ش. ا
148
8
ناخدا خورشید
ج. ا
115
9
دایره مینا
ش. ا
103
10
روز واقعه
ج. ا
92
به نقل از مجله‌ی فیلم‌نگار، ش 54 و 55، ص 220

وضعيت آماری

  RSS 



Free counter and web stats


.: Whiteboard :.

.:اطلاعیه:.
وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی هر هفته در روزهای یکشنبه و پنجشنبه به روز می‌شود


کتابخانه تخصصی فیلمنامه نویسی


خوشبختی در ویترین

دوشنبه 12 بهمن1388


خوشبختی در ویترین

اثر: آلبرتو موراویا

مترجمان: اعظم رسولی، هاله ناظمی، مژگان مهرگان

ناشر: کتاب خورشید

قیمت: ۳۴۰۰ تومان

انتشارات کتاب خورشید جدیدترین مجموعه داستان‌های طنز و سوررئالیستی اثر آلبرتو موراویا را منتشر کرد. از داستان‌های کوتاه و جذاب این کتاب که بگذریم، طرح جلد بدیع و مبتکرانه‌ی این کتاب نظر هر صاحب ذوقی را به خود جلب می‌کند که باید بابت آن به طراح جلد "خوشبختی در ویترین"، آقای فرامرز عرب‌نیا تبریک گفت.

در میان داستان‌های این کتاب، "مجادله‌ی هشت‌پاها"، "مجسمه‌ی یادبود"، "اولین گزارش فرستاده‌ی ویژه‌ی ماه از کره‌ی زمین" و "چاه" منحصر به فردند و نمای دیگر از نبوغ ذاتی آلبرتو موراویا را بر خوانندگان فاش می‌کنند ـ جا دارد اینجا از ترجمه‌ی روان، دقیق و شیوای داستان‌های مذکور نیز یادی کنم. این نویسنده‌ی توانا در "مجادله‌ی هشت‌پاها" نظریه‌ی خاص خود را درباره‌ی معاد از زبان یک هشت‌پایی که قرار است خورده شود بازمی‌گوید؛ در "مجسمه‌ی یادبود" نوک تیز قلم خود را در قلب سیستم‌های فاشیستی فرو می‌برد؛ در "اولین گزارش فرستاده‌ی ویژه‌ی ماه از کره‌ی زمین" با نگاهی طنزآلود فرق ظالمانه‌ی میان دو طبقه‌ی فقیر و ثروتمند را بررسی می‌کند؛ دست آخر، در "چاه" با رویکردی سوررئالیستی به مخاطبان نشان می‌دهد که اکترس‌های سینما چه بلایی سر دوست‌داران و عاشقان خود می‌آورند!

سخن را کوتاه می‌کنم و شما را دعوت به خواندن بخشی از داستان "اولین گزارش فرستاده‌ی ویژه‌ی ماه از کره‌ی زمین":

 

اولین گزارش فرستاده‌ی ویژه‌ی ماه از کره‌ی زمین

سرزمین غریبی است. در اینجا دو نژاد کاملاً متفاوت، هم از نظر اخلاقی و هم تا حدودی از نظر فیزیکی، زندگی می‌کنند: نژاد انسان‌هایی به نام ثروتمند و نژاد انسان‌هایی به نام فقیر. معنای این دو واژه‌ی ثروتمند و فقیر نامعلوم است و شناخت ناقص ما از زبان این عالم، به ما اجازه‌ی درک درست این معنا را نمی‌دهد. البته بخش عمده‌ی اطلاعات ما از ثروتمندان که بسیار خوش‌برخوردتر، خوش‌صحبت‌تر و میهمان‌نوازتر از فقرا هستند به دست آمده است.

ثروتمندان می‌گویند فقرا مردمی هستند که معلوم نیست از کجا آمده اند و در زمانی که کسی به یاد ندارد، ساکن این عالم شده‌اند و از آن زمان تا به امروز کاری جز زاد و ولد نداشته‌اند و خصوصیت زننده‌ی همیشگی خود را حفظ کرده‌اند. با پی بردن به این خصوصیات، کسی نمی‌تواند آنها را به باد انتقاد نگیرد و حق را به جانب ثروتمندان ندهد. اول اینکه فقرا علاقه‌ای به نظافت و زیبایی ندارند. لباس‌هایشان کثیف و پر وصله‌پینه، خانه‌هایشان فلاکت‌بار و اسباب و اثاثیه‌شان قراضه و درب و داغان است. به خاطر کج سلیقگی عجیبشان، به نظر می‌رسد که ژنده پاره را به لباس نو، خانه‌های سازمانی را به کاخ و ویلا، و اثاثیه‌ی کم‌بها را به مبلمان گران‌بها ترجیح می‌دهند.

ثروتمندان می‌پرسند آیا تا به حال کسی دیده که فقیری خوب لباس بپوشد و در خانه‌ای زیبا و در میان مبلمان لوکس زندگی کند؟

کاش فقط همین بود. فقرا به فرهنگ هم علاقه‌ای ندارند. کم پیش می‌آید فقیری اهل کتاب باشد، یا به موزه برود و یا یک جا بنشیند و کنسرت گوش کند. فقرا چیزی از هنر سرشان نمی‌شود، تابلویی بی‌ارزش را به جای تابلوی اصل می‌گیرند، برای آنها مجسمه‌ی بی‌ارزشی از لوکا و اثری از پراسّتیله مثل هم است و ترانه‌ی عامیانه هیچ فرفی با اپرای باخ ندارد. اگر اختیار همه چیز دست آنها بود، میوزها که تسلابخش انسان‌ها هستند، مدت‌ها پیش دنیای ما را ترک می‌گفتند. ثروتمندان توضیح می‌دهند که سرگرمی‌های فقرا بیش از حد تصور ناخوشایند هستند: باده‌گساری‌ها، جفتک‌پرانی‌ها، مسابقات گوی یا فوتبال، بوکس و یا وقت‌گذرانی‌های دیگری از این قبیل. ثروتمندان تأکید دارند که فقرا جهالت را به فرهنگ ترجیح می‌دهند.

قضیه به همین جا ختم نمی‌شود: فقرا از طبیعت بیزارند. وقتی هوا خوب است، ثروتمندان عادت دارند همه جا بروند، به دریا، به ییلاق، به کوهستان. آنها از دریای زیبای نیلگون، از هوای پاک و از آرامش کوهستان لذت می‌برند و روح و جانشان را صفایی دوباره می‌بخشند. اما فقرا به هیچ قیمتی حاضر نیستند از شهر و از محله‌های بدبویشان قدم بیرون بگذارند. برایشان تغییر فصل هیچ معنایی ندارد؛ نیازی نمی‌بینند که در سرما به گرما پناه ببرند و در گرما به سرما؛ حمام‌های عمومی را به دریا، چمن‌های آفت‌زده‌ی شهر را به ییلاق، و ایوان خانه‌هایشان را به کوهستان ترجیح می‌دهند. حال این سئوال برای ثروتمندان پیش می‌آید: مگر می‌شود به طبیعت عشق نورزید؟

حالا باز اگر فقرا زندگی اجتماعی درست و حسابی داشتند یک چیزی. اصلاً از این خبرا نیست. انگار که آنها هیچ محل تجمع دیگری به غیر از مکان‌هایی که ظاهراً کارخانه نام دارند، نمی‌شناسند. آن هم این کارخانه‌هایی که بیش از حد تصور دلگیرند: سوله‌های درب و داغانی از سیمان و شیشه و پر از دستگاه‌های پر سروصدا و دودزا و کثیف که در زمستان‌ها بسیار سر و در تابستان‌ها داغ و سوزان‌اند.

دسته‌ی دیگری از فقرا هم هستند که در شهر زندگی نمی‌کنند و در انزوای دهات به سر می‌برند. تنها کارشان که حتماً تنها تفریحشان هم هست، از بام تا شام، در تمامی فصول، زیر آفتاب و باران، زیر و رو کردن سنگ‌ و کلوخ زمین‌ها با ابزارآلاتی آهنین،‌ زمخت و سنگین است. ثروتمندان می‌گویند آخر فکرش را بکنید که چه کارهای هوشمندانه‌تر و نشاط‌آورتر دیگری می‌توان در این دنیا انجام داد.

یک دسته از فقرا هم هستند که دیگر شورش را درآورده‌اند. آنها سایه را به خورشید و اعماق زمین را به آسمان ترجیح می‌دهند. به قعر تونل‌های بسیار عمیق می‌روند و آنجا در تاریکی با استخراج سنگ، خوش می‌گذرانند. این مکان‌های زیرزمینی معدن نام دارند و هیچ ثروتمندی به ذهنش هم خطور نمی‌کند که پا به این معادن بگذارد.

فقرا برای توصیف همه‌ی اینها از لغت «کار» استفاده می‌کنند. این هم لغت دیگری است که برای ما از نظر معنا، مرموز و غیرقابل درک است. فقرا آن‌قدر به این «کار» علاقه دارند که اگر به هر علتی، که البته ما نتوانستیم از آن سر دربیاوریم، کارخانه‌ای تعطیل شود یا معدنی فعالیت نداشته باشد، اعتراض می‌کنند، فریاد می‌کشند و تهدید به شورش و خشونت می‌کنند. ثروتمندان می‌گویند ما که نفهمیدیم حرف حسابشان چیست! آیا راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر نیست که در یک اتاق پذیرایی راحت یا در باشگاهی در خور شأن جمع شوند؟

...

(بقیه‌ی این داستان را در کتاب "خوشبختی در ویترین" بخوانید.)



| شماره: 38 | بابی گورو |

مطالب پیشین

کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت پنجم
اختلال در سرویس بلاگفا
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت چهارم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت سوم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت دوم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت یکم
تعویق در به روز رسانی
معرفی کتاب "نظریه‌های شخصیت"
عادت هفتم فیلمنامه‌نویسان بسیار موفق
واژه نامه ۱۹
کشمکش
فیلمی درباره‌ی کوروش بزرگ
یک وبلاگ ورزشی
خط سیر دراماتیک
تفسیر بوطیقا (۳)
گروه فیلمنامه‌نویسی در گوگل
بازی با زمان سینمایی
آقای خاص و قهرمانی در اروپا
واژه نامه ۱۸
از تنیس تا فوتبال
لاگ لاین
عادت ششم فیلمنامه‌نویسان بسیار موفق
تفسیر بوطیقا (۲)
معرفی کتاب "اسطوره و سینما"
تفسیر بوطیقا (۱)

درباره

.: سخنان خردمندانه :.

جیمز الروی: "گربه‌ها باید چنگ بیندازند. سگ‌ها باید گاز بگیرند. من باید بنویسم."

ویلا کیتر: "فقط دو یا سه داستان درباره‌ی انسان وجود دارند، و آن‌ها چنان پرشور به تکرار خود ادامه می‌دهند که گویی هرگز پیش از این روی نداده‌اند."

مارک تواین: "آدم تنها انسانی بود که وقتی چیز خوبی گفت، می‌دانست که قبل از او کسی آن را نگفته بود!"
_______________________________

.: قوانین این وبگاه :.

یک. نقل مطالب این وبگاه در وبلاگ‌های دیگر ممنوع است و با وبلاگ خاطی از طریق مراجع ذی‌ربط برخورد می‌شود.

دو. نقل مطالب این وبگاه فقط در سایت‌های سینمای معتبر، آن هم با کسب اجازه و درج لینک به "وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی" به عنوان منبع، مجاز است.

سه. نشریات تخصصی سینمایی که در داخل یا خارج از ایران منتشر می‌شوند، در صورت تمایل، فقط با کسب اجازه و درج آدرس اینترنتی و لوگوی "وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی" مجاز به استفاده از مطالب این وبگاه هستند. در غیر اینصورت، از طریق مراجع ذی‌ربط با نشریه‌ی خاطی برخورد خواهد شد.

چهار. نظرها یا پرسش‌هایی که درباره‌ی فیلمنامه‌نویسی یا مطالب منتشر شده در این وب نباشند، حذف خواهند شد.
_______________________________
اگر می‌خواهید درباره‌ی میوزها، الها‌م‌بخش‌های واقعی هنرمندان و شاعران و نویسندگان بیشتر بدانید روی لینک زیر کلیک کنید:

همه چیز درباره‌ی میوزها


منوی اصلی

رویه نخست
بایگانی

پروفایل بابی گورو
پست الکترونیک
ارسال پیام خصوصی
بابی گورو در فــیس‌بوک
بابی گورو در تــویـیـتر

سایر امکانات

کتابخانه فیلمنامه‌نویسان
جعبه موسیقی
صفحه "میوز خلاق" در فیس‌بوک

.: گروه فیلمنامه‌نویسی :.


معبد میوزها در گوگل
معبد میوزها در فیس‌بوک
به زودی در یاهو

نويسندگان


گاه شمار

مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

جعبه پیوندها

.: وبلاگستان :.

لیست وبلاگ‌های به روز شده
بالاترین
دنباله
بلاگ ‌نیوز
سرچ دایرکتوری واژه
بازنگار

.: قالب و طراحی وبلاگ :.

قالبکده
ایران جاوا
پارس تولز
طرز ساخت لینکدونی گودری
بلاگ اسکین
مرجع راهنماي وبلاگ نويسان
سایت تخصصی جاوا و وب
Webdings Font Chart

.: سینمایی :.

خانه سینما
سینمای ما
سینما روز
بانی فیلم
سینما پارک ملت
سینما آزادی
سینما فرهنگ

.: آموزشی ـ تفریحی :.

تاریخ ایران باستان
فانتزی
فال تاروت کبیر
سلام زبان

.: گروه‌های هنری :.

کافه هنرمندان
گروه هنری ققنوس

.: گوگل خوان :.


CopyRight © All rights reserved ; Template Edited By : MUSE DESIGN