 شنبه 8 اسفند1388
چاد گرویچ
ترجمه: میوز خلاق
منبع: Script
نسخه مناسب چاپ
شبکهی CBS که در ژانویهی ٢٠٠٨ (اوج اعتصاب) جهت همکاری مشترک به شبکهی CTV کانادا ملحق شد، برای تولید نقطهی بحرانی١ اولین گام را برداشت؛ سریالی که نوشتهی نویسندگان کانادایی است و به طور همزمان در ایالات متحده و کانادا پخش میشود. یک هفته پس از آن، شبکهی ABC مالکیت سریال محبوب کانادا، سوفی٢، را به دست آورد. در حالی که طی اعتصاب هیچ برنامهی تلویزیونیای نمایش اول نداشت، اعتصاب کنونی کمک کرد تا شبکههای تلویزیونی به خارج از مرزها چشم بدوزند و مجراها و فرصتهای تازهی برای نویسندگانی از گوشه و کنار جهان باز شود.
لینزی هوارد، کارگزار ادبی سازمان هنرهای نمایشی٣ که چندین قرارداد بینالمللی بسته میگوید: "چون شبکههای تلویزیونی از نظر بودجه در تنگنا هستند، به دنبال راههای آلترناتیو برای تأمین برنامههای خود هستند، و خالقان آثار خارجی یکی از مواردی بودهاند که بیشترین سود را [بابت این قضیه] بردهاند. شبکههای تلویزیونی برای به دست آوردن مالکیت برنامههایی اشتیاق بیشتری داشتهاند که در آنها همهی مخاطرات مالی متوجهشان نباشد. [حال] با وجود آنکه این برنامهها در کشورهای خودشان تولید میشوند و در گذشته شبکههای پربینندهی ایالات متحده آنها را نادیده میگرفتهاند، این پرسش هنوز مطرح است که آیا شبکههای تلویزیونی ایالات متحده جهت تولید برنامههای تازه برای خود آن اشخاص [بینالمللی] را استخدام میکنند؟"
استودیوها و دیگر تهیهکنندگان در از بین بردن دیوار میان آمریکا و کمپانیهای تلویزیونی خارجی از CBS و ABC Family متابعت کردهاند. کمی پس از آنکه اعتصاب در سال ٢٠٠٨ پایان یافت، آدام چیس، تهیهکنندهی سابق سریال دوستان٤، سریال جدیدش کلون٥ را تهیه کرد و به BBC فروخت. و سریال شنونده٦ محصول مشترک NBC و کمپانیهای کانادایی CTV و Shaftesbury Films، برای اولین بار در تاریخ ٤ ژوئن ٢٠٠٩ از شبکه NBC پخش شد ... [این سریال] سه ماه بعد، نمایشهای موفقیتآمیزی را در انگلستان، اسپانیا، ایتالیا، ترکیه و بیش از ١٧٠ کشور خارجی دیگر داشت.
همچنین، فاکس تیوی استودیوز (FtvS) مشارکت با کمپانیها و پخشکنندههای بینالمللی را برای پخش برنامههایی آغاز کرده است که میتواند آنها را پیش از نمایش در داخل ایالات متحده، خارج از مرزها نمایش دهد و [میزان موفقیتشان را] محک بزند. برای نمونه، دبورا جوی لوین٧ و دن لوین٨ پروسهی پرورش سریال روانی٩، برنامهی تابستان فاکس، را در اصل برای شبکهی TNT انجام دادند. [اما] وقتی شبکهی مذکور آن را نپذیرفت، [دبورا جوی] لوین، [دن] لوین و فاکس تیوی استودیوز به فاکس اینترنشنال چنلز محلق شدند تا این برنامه را علاوه بر فاکس، به سی و پنج کشور دیگر بفروشند. این اقدام نه تنها برنامه را پابرجا نگه داشت، بلکه به آنها اجازه داد حدود نیمی از آنچه که بدان نیاز داشتند را از خریداران به دست بیاورند، و این کار آن را به معاملهای بینهایت جذاب تبدیل کرد. در واقع، فاکس تیوی استودیوز قبلاً هم دو برنامهی دیگر با شرایط مشابه داشته است: اشخاص ناشناس١٠ اثر کریستوفر مککواری١١ و مقابله با جاذبه١٢ اثر جیمز پاریوت١٣ که برای اولین بار در دوم آگوست ٢٠٠٩ از ABC پخش شدند.
اگرچه شاید خود اعتصاب بانی قراردادهای روانی و شنونده نشده باشد، اما قطعاً به تمایل استودیوها و نویسندگان به جستجو برای فرصتهای برون مرزی شتاب بخشیده است. در نتیجه، تلویزیون بازاری به مراتب جهانیتر میشود که به نویسندگانی فرصت میدهد که شاید صدایشان در شرایط دیگری شنیده نمیشد ... بیآنکه اهمیت داشته باشد آنها در چه کشوری زندگی میکنند.
وقتی اعتصاب آغاز شد، نویسندگان در این پنداشت همداستان بودند که آیندهی تلویزیون به صورت آنلاین در دانلودهای دیجیتال، پخش مجازی، و تلویزیون اینترنتی خواهد بود. و از آنجا که داستانگوهای آمریکا وقتشان طی دوران اعتصاب را صرف تولید زیاد مطالب عالی و تازه در فضای سایبری کردند، برای مدتی به نظر میرسید که آیندهی مورد نظرشان قریب الوقوع باشد.
پس ... آیا نویسندگان اشتباه میکردند؟ آیا آینده از آن اینترنت نیست؟ آیا سرنوشت فضای سایبری اینطور مقدر شده که مثل فرزندخواندهای مو قرمز، یا رسانهای چریکی باشد که به طور مداوم در جستجوی اعتبار هنری و تجاری است؟ تعداد کمی از برنامههای اینترنتی هزینهشان را برمیگردانند؛ بیشتر این برنامهها برای تهیهکنندگان خود حاصلی جز شکست مالی ندارند. چند استودیو بخش پرورش آنلاین خود را به محض اینکه افتتاح کردند، تعطیل کردند. با این همه، نوشتن آنلاین هنوز هم مزایای خودش را دارد.
کوشل میگوید: "از جنبهی خلاقیت، هر کاری را که بخواهید میتوانید انجام دهید. اینکه قادر باشید هر کاری را که میخواهید انجام دهید و بگذارید مردم آن را ببینند، همیشه دورنمای مهیجی برای هر نویسنده یا شخص خلاقی است. اما از جنبهی مالی ... برای آنکه بتوانید روی پای خود بایستید، هیچ راهی وجود ندارد. درآمد در اینترنت اصلاً با درآمد در شبکهی تلویزیونی قابل مقایسه نیست. هنوز به طور تمام و کمال راهی برای پول درآوردن از محصول پیدا نکردهایم. هیچ برنامهی اینترنتی وجود ندارد که هر هفته آن تعداد بینندگانی را که یک شبکهی تلویزیونی جمع میکند، داشته باشد."
با این حال نویسندگان تسلیم نمیشوند. داگ واکر١٤ شیکاگویی هر ماه تقریباً ٨٠٠٫٠٠٠ بیننده را به وبگاه آن مرد عینکی١٥ جذب میکند، که او در آن نطقها و تکگوییهای فکاهیاش را میگذارد. گای کلارک و نیکول هسلر، رفقای دوران دبیرستان و تهیهکنندگان برنامهی محبوب The Midwest Teen (...) Show اخیراً برای اقتباس از پادکستشان١٦ با کمدی سنترال قرارداد بستهاند. و از نینجا بپرس١٧ اثر کنت نیکولز و داگ سارین که مدتها از پخش آن میگذرد از طریق تبلیغات، ماهانه بیش از ١٠٠٫٠٠٠ دلار عاید خالقان خود میکند.
حتی امیدوارکنندهتر از آن مطالعهی اخیری است که نشان میدهد ٧٠ درصد آمریکاییهای بین ١٨ تا ٣٤ سال به طور آنلاین تلویزیون تماشا میکنند. مارس امسال، ٤٢ میلیون نفر از طریق فاکس و Hulu.com شبکهی NBC تلویزیون تماشا کردند؛ که [این مقدار] تقریباً دو برابر مخاطب برنامهی تلویزیونی American Idol است. و در حالی که این تماشاگران تمایل دارند به طور آنلاین اپیزودهای برنامههای تلویزیونی را تماشا کنند، قطعاً در آینده هم برای خواندن مطالب اوریژینال به اینترنت تکیه خواهند کرد.
پیتر هیوچی مدیر عامل Strike.tv میگوید: "وقتی چیزی واقعاً خوب باشد، مردم [دربارهاش] با یکدیگر صحبت میکنند و گیرش میآورند. اینترنت به گونهای است که به اشخاص اجازه میدهد [هر چیزی را] با یکدیگر در اشتراک بگذارند. این مکانیسم مؤثر است و ما فقط باید [مطالب را] خلق کنیم. و این جایی است که پای نویسنده به میان میآید."
پس این [مسئله] ما را در کجا قرار میدهد؟ مطمئناً آینده از آن اینترنت است. آری، در این دنیای پس از اعتصاب نویسندگان شرایط دشواری دارند، اما مگر همیشه اینطور نبوده؟
آرون کُـرش، نویسندهی [رده پایین] پیشین سریال همه ریموند را دوست دارند١٨ میگوید: "اعتصاب در طی زمانی که ادامه یافت و بلافاصله پس از اتمامش، زندگی همهی ما را دشوار کرد. اما [این اعتصاب] فرصتهای زیادی را نیز به وجود آورد که قبلاً وجود نداشتند. با پیشرفت حوزهی اختیارات اتحادیهی نویسندگان آمریکا امید آن میرود که این فرصتها ادامه یابند و در آینده بیشتر شوند."
این بدان معناست که نویسندگان کاری را که ما همیشه انجام داده ایم ادامه خواهند داد: نوشتن.
پایان.
١ ـ Flashpoint
٢ ـ Sophie
٣ ـ Agency for the Performing Arts
٤ ـ Friends
٥ ـ Clone
٦ ـ The Listener
٧ ـ Deborah Joy LeVine
٨ ـ Dan Levine
٩ ـ Mental
١٠ ـ Persons Unknown
١١ ـ Christopher McQuarrie
١٢ ـ Defying Gravity
١٣ ـ James Parriott
١٤ ـ Doug Walker
١٥ ـ www.thatguywiththeglasses.com
١٦ ـ Podcast: برنامهای رادیویی که میتوان آن را از طریق اینترنت دانلود کرد.
١٧ ـ Ask a Ninja
١٨ ـ Everybody Loves Raymond
| شماره: 42 | بابی گورو |
|