 یکشنبه 16 اسفند1388
چه کتابی برای فیلمنامهنویسی مفید است؟ در حال حاضر، از میان کتابهایی که در ایران ترجمه شده اند، فقط دو کتاب به معنای واقعی کلمه یار و یاور فیلمنامهنویس در طول نگارش فیلمنامه هستند:
١ ـ داستان، نوشتهی رابرتمککی که قبلاً در این وبگاه آن را معرفی کردم.
٢ ـ سفر نویسنده، اثر کریستوفر وولگر که در این پست به معرفی آن میپردازم.
اینها کتابهایی هستند که هر فیلمنامهنویس باید در کتابخانهی خود آنها را داشته باشد. اگر این کتابها را بخوانید با هنر قصهگویی ـ که غربیها از شرق میانه دزدیدهاند! ـ آشنا میشوید و به جوهر ناب داستانگویی دست مییابید. حال این مقدمه را کوتاه میکنم و به معرفی "سفر نویسنده" اثر کریستوفر وولگر میپردازم.
سفر نویسنده
کریستوفر وولگر، ترجمهی محمد گذرآبادی، انتشارات مینوی خرد
لازم به ذکر است که این کتاب برای اولین بار در ایران با ترجمهی عباس اکبری و تحت عنوان "ساختار اسطورهای در فیلمنامه" منتشر شد.
کریستوفر وولگر در کتاب خویش راه جوزف کمبل، استاد بزرگ اسطورهشناسی، را ادامه میدهد. او در این کتاب به معرفی کهنالگوهای رایج در افسانهها، اساطیر و فیلمهای موفق تاریخ سینما میپردازد و ساختاری اسطورهای را به فیلمنامهنویسان ارائه میکند که منطبق با ساختار سنتی (سه پردهای) و البته کاملتر از آن است. اکنون قصد دارم به طور خلاصه، به شرح سفر قهرمان و معرفی کهنالگوهای کتاب "سفر نویسنده" بپردازم:
سفر قهرمان از ١٢ مرحله تشکیل شده است که به ترتیب عبارتند از:
١ ـ دنیای عادی: قهرمان در دنیای عادی معرفی میشود. از آنجا که قهرمان در سفر خود به دنیای جدید و ناشناختهای گام میگذارد، لازم است که او را در دنیای عادی معرفی کنید تا ضمن نشان دادن تضاد آشکار میان دو دنیا، اطلاعات مختصر و مفیدی دربارهی ویژگیهای اصلی شخصیتی وی کسب کنیم.
٢ ـ دعوت به ماجرا: شخصیت یا شخصیتهایی از قهرمان میخواهند که وارد ماجرا شوند. این کار را معمولاً "منادی" انجام میدهد که یا استاد شخصیت اصلی است، یا شخصیتی که خطری او را تهدید میکند. گاه، رویدادهای ناگواری روی میدهند که قهرمان را به ماجرا دعوت میکنند.
٣ ـ رد دعوت: این کار معمولاً توسط قهرمانان بیمیل صورت میگیرد. آنها تجربههای تلخی از ماجراجوییهای گذشته دارند و به این راحتی دعوت به ماجرا را نمیپذیرند. اما به هر نحو، او این دعوت را میپذیرد حتی اگر به این کار مجبور شده باشد.
٤ ـ استاد: قهرمان استاد را ملاقات میکند که معمولاً به شکل پیرمرد یا پیرزن دانایی است که قهرمان را برای ماجراجویی در دنیای جدید و ناشناخته یاری میکند. گاهی او هدیهای نیز به قهرمان میدهد: نقشه، پند و راهنمایی، شمشیر افسانهای، طلسم جادویی.
٥ ـ عبور از نخستین آستانه: همان نقطهی چرخش (عطف) اول است. قهرمان با عبور از نخستین آستانه، برای اولین بار به دنیای جدید و ناشناخته گام میگذارد.
٦ ـ آزمونها، متحدان، دشمنان: قهرمان آزمونها و چالشهایی را از سر میگذراند، با قوانین دنیای جدید و ناشناخته آشنا میشود، متحدان و دشمنان خود را مییابد.
٧ ـ راهیابی به ژرفترین غار: دومین آستانهی مهمی که قهرمان از آن عبور میکند؛ مکانی خطرناک و گاه در اعماق زمین که اغلب در مرکز فرماندهی بزرگترین دشمن قهرمان، خطرناکترین نقطه در دنیای ویژه، یا ژرفترین غار است. معمولاً در این مرحله، قهرمان وارد قلمروی دشمن خویش میشود، جایی که مقصود وی در آنجا نهفته است.
٨ ـ آزمایش: "لحظهی تاریک" داستان. قهرمان با خطر مرگ روبرو میشود و آزمایشی را از سر میگذراند که در آن باید بمیرد یا ظاهراً بمیرد تا بتواند دوباره متولد شود.
٩ ـ پاداش (ربودن شمشیر): قهرمان گنجی را که جستجو میکرده، یعنی پاداش خود را به دست میآورد. این پاداش معمولاً به شکل سلاحی ویژه، جام مقدس، اکسیر شفابخش، دانش و تجربهی نو، کلید شکست دشمن، یا گاهی معشوق نمایان میشود.
١٠ ـ مسیر بازگشت: قهرمان در حال ورود به پردهی سوم است. او در این مسیر تحت تعقیب نیروهایی قرار میگیرد که از ربودن پاداش توسط او آشفتهاند. قهرمان در اینجا میفهمد که دنیای ویژه را سرانجام باید پشت سر بگذارد و اینکه هنوز مخاطرات دیگری در پیش رو دارد.
١١ ـ تجدید حیات: قهرمان دومین لحظهی مرگ و زندگی را در طول سفر خود تجربه میکند. این آزمون نهایی قهرمان است تا مشخص شود که آیا او درسهای مرحلهی "آزمایش" را فرا گرفته است یا خیر. او طی لحظههای مرگ و زندگی دگرگون میشود تا همچون موجودی جدید به دنیای عادی بازگردد. او رویارویی نهایی با خصم خویش را تجربه میکند.
١٢ ـ بازگشت با اکسیر: قهرمان به دنیای عادی بازمیگردد و اکسیر جادویی را همراه خود میآورد. این اکسیر معمولاً به شکل دانش و تجربهای گرانبها، گنج، آزادی، عشق، معجون شفابخش
کهنالگوها زبان پویای پایانناپذیر شخصیت هستند. آنها راهی را برای درک کارکرد یک شخصیت در لحظهی خاصی از داستان فراهم میکنند. آشنایی نویسنده با کهنالگوها باعث میشود شخصیتهای وی از صحت و عمق روانشناختی بیشتری برخوردار باشند بنابراین به فرار نویسنده از کلیشهپردازی کمک میکند. از کهنالگوها میتوان برای ساخت شخصیتهایی استفاده کرد که در عین حال هم منحصر به فرد باشند و هم نمادهایی جهانی برای خصایص یک انسان کامل. کهنالگوهایی که کریستوفر وولگر به ما معرفی میکند عبارتند از:
قهرمان: به زبان روانشناسی، قهرمان معرف چیزی است که فروید آن را ایگو مینامد: بخشی از شخصیت که از مادر جدا میشود، همان بخشی که خود را جدا از بقیهی بشریت میانگارد. سفر بسیاری از قهرمانان داستان جدایی از خانواده یا قبیله است، معادل احساس جدایی کودک از مادر. قهرمان چند نوع است: راغب، بیمیل، گروهمدار، تکرو، کاتالیزور.
استاد: شخصیتی معمولاً مثبت است که معمولاً به قهرمان یاری میرساند. او آموزش قهرمان را برعهده میگیرد و معمولاً هدیهای به او میدهد که در ادامهی سفر کمک حال وی است. او در قهرمان انگیزه ایجاد میکند و به او در چیره شدن بر ترسهای خویش یاری میرساند. گاهی او اطلاعاتی را در ذهن او میکارد که جلوتر بسیار کارگشا است. برخی استادها به عنوان وجدان قهرمان کارکرد دارند و به قهرمان خطاکار اصول اخلاقی را یادآوری میکنند. برخی نیز در مقام تشرف دهندهی جنسی به قهرمان کمک میکنند تا از طریق ارتباط جنسی رسیدن به آگاهی بالاتر و ملکوت را تجربه کند. استاد نیز همانند قهرمان بر چند نوع است: تاریک، سقوط کرده، مداوم، چندگانه، کمیک، شمن.
نگهبان آستانه: نگهبانان آستانه معمولاً تبهکاران یا شخصیتهای منفی اصلی داستان نیستند. آنها غالباً جانشینان شخصیت تبهکار، تبهکاران کماهمیتتر یا مزدورانی هستند که برای نگهبانی از پایگاه اصلی رئیس اجیر شدهاند. به جز این، آنها ممکن است شخصیتهایی خنثی یا گاه همدستهای پنهانی قهرمان باشند که برای آزمودن اراده و مهارت وی سر راهش قرار داده شدهاند. وقتی قهرمان با یکی از این شخصیتها روبرو میشود باید معمایی را حل کند یا آزمایشی را پشت سر بگذارد. قهرمان حتی میتواند او را به یکی از متحدان خود تبدیل کند.
منادی: شخصیتهای منادی، همچون منادیان در شوالیهگری قرون وسطی، چالشها را عرضه میکنند و فرارسیدن تحولی مهم را اعلام میکنند. منادی چه ندایی درونی باشد، چه حادثهای بیرونی، چه شخصیتی که حامل خبر تغییر یا درخواست از قهرمان، کهنالگویی است که در پردهی اول ظاهر میشود تا قهرمان را به ماجرا فرابخواند. منادی میتواند شخصیتی مثبت، منفی یا خنثی باشد.
متلون: قهرمانان پیوسته به شخصیتهایی، غالباً از جنس مخالف برمیخورند که ویژگی اصلیشان این است که از دید قهرمان ظاهراً در حال تغییر دائمند. متلون تغییر ظاهر و تغییر خلقوخو میدهد و قهرمان و مخاطب به سختی میتوانند از کارشان سر در بیاورند. او شاید قهرمان را گمراه کند یا اینکه مداوم او را به حدس و گمان وا بدارد. کارکرد این کهن الگو آن است که عنصر تردید و تعلیق را وارد داستان کند. وقتی قهرمان به طور مداوم از خود میپرسد: "آیا به من وفادار است؟ آیا میخواهد به من خیانت کند؟ آیا واقعاً دوستم دارد؟ دوست است یا دشمن؟" عموماً با شخصیت متلونی روبرو هستیم. متلونها در ژانرهای تریلر و فیلم نوار فراوانند و مشهورترینشان فم فاتال است. حوا، دلیله و سالومه از مشهورترین متلونها در عهد عتیق هستند.
سایه: کهنالگوی سایه معرف انرژی سویهی تاریک، و جنبهی نامنتظر، درکنشده، یا طرد شدهی یک چیز است. سایه غالباً مأمن هیولاهای سرکوبشدهی دنیای درون ماست. سایه ممکن است تمام آن چیزهایی باشد که دربارهی خود دوست نمیداریم، تمام آن رازهای تاریکی که نمیتوانیم به آنها اذعان و اقرار کنیم، حتی به خودمان. چهرهی منفی سایه در داستانها به روی شخصیتهایی فرافکنی میشود که آن ها را تبهکار، شخصیت منفی یا دشمن مینامیم. تبهکاران و دشمنان معمولاً کمر به قتل، نابودی یا شکست قهرمان بستهاند. اما شخصیتهای منفی ممکن است آنچنان خصمانه نباشند؛ آنها ممکن است دوستانی باشند که با وجود داشتن هدف مشترک با قهرمان، در روشها با وی اختلاف نظر دارند. کشمکش شخصیتهای مفنی و قهرمانان مثل حرکت خلاف جهت اسبها در تیمی واحد است؛ اما کشمکش تبهکاران و قهرمانان به تصادف رو در روی دو قطار شباهت دارد.
دغلباز: کهنالگوی دغلباز تجسم انرژیهای بازیگوشی و شرارت و میل به تغییر است. تمام شخصیتهای داستانی که در وهلهی نخست نقش دلقک یا وردست کمیک قهرمان را دارند، معرف این کهنالگو هستند. دغلبازان غالباً شخصیتهایی کاتالیزور هستند که زندگی دیگران را تحت تأثیر قرار می دهند، اما خود بدون تغییر باقی میمانند. دغلبازان ممکن است در نقش خدمتکار یا متحد ظاهر شوند و برای قهرمان یا سایه کار کنند؛ یا ممکن است عامل مستقلی باشند با اهداف غیرعادی و خاص خود. قهرمانان کمدی، از چارلی چاپلین و برادران مارکس گرفته تا دستهی «رنگ زندگی» همگی دغلبازانی هستند که شرایط موجود را به هم میریزند و کاری میکنند که به خودمان بخندیم. قهرمانان ژانرهای دیگر غالباً برای کلک زدن به سایه یا دور زدن نگهبان آستانه باید نقاب دغلباز را به چهره بزنند.
پ.ن. ١ متن انگلیسی این کتاب را در کتابخانه مجازی میوز خلاق قرار دادم. چنانچه مایل به دانلود آن هستید، میتوانید نسخهی پیدیاف این کتاب را از آنجا دانلود کنید.
کتابخانه مجازی میوز خلاق
پ.ن. ٢ چنانچه ترجیح میدهید این کتاب را از طریق اینترنت سفارش دهید، میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید. اما در حال حاضر که این مطلب را روی وبگاه قرار میدهم، کتاب مذکور نایاب است:
سفر نویسنده، کریستوفر وولگر، محمد گذرآبادی ـ آدینه بوک
پ.ن. ٣ اگر پس از جستجوی فراوان در کتابفروشیها و فروشگاههای اینترنتی نتوانستید "سفر نویسنده" ترجمهی محمد گذرآبادی را پیدا کنید، میتوانید با کلیک روی لینک زیر ترجمهی عباس اکبری از اثر ارزشمند کریستوفر وولگر را سفارش دهید:
ساختار اسطورهای در فیلمنامه، کریستوفر وولگر، عباس اکبری ـ آدینه بوک
| شماره: 44 | بابی گورو |
|