تبليغاتX
THE INNOVATIVE MUSE
THE INNOVATIVE MUSE
Professional Screenwriting & The Secrets of The Antiquity

Alfred Hitchcock: "To make a great film you need three things - the script, the script and the script."
.: جعبه موسیقی :.



.: El Paso :.



.: Lindsay Lohan :.




All About Lindsay Lohan


فهرست موضوع‌ها

فیلمنامه: مفاهیم پایه
فیلمنامه: پیرنگ
فیلمنامه: ساختار
فیلمنامه: شخصیت
فیلمنامه: صحنه
آیین نگارش فیلمنامه
روان‌شناسی و فیلمنامه‌
موقعیت‌های دراماتیک
ساختارهای اسطوره‌ای
ژانر و فیلمنامه
بوطیقای ارسطو
تفسیر بوطیقای ارسطو
مقاله‌های خارجی
ابزار کار فیلمنامه‌نویس
صد و یک عادت ...
کتابخانه‌ی فیلمنامه‌نویس
معرفی کتاب
واژگان ماه
مصاحبه ها
پرسش‌های شما
اسرار عهد عتیق
موجودات فرازمینی
یادداشت
اطلاعیه‌ها
متفرقه


دانلود برای فیلمنامه‌نویسان



پیوندهای فیلمنامه‌نویسی

راهنمای کامل ثبت فیلمنامه
صفحه میوز خلاق در ف...بوک
وب‌های فیلمنامه‌نویسی
آرشيو پيوند ها

فیلمنامه‌های برتر تاریخ سینما

.: سینمای جهان :.

رده
فیلمنامه
لینک
1
کازابلانکا
2
پدرخوانده
3
محله‌ی چینی‌ها
4
همشهری کین
5
همه چیز درباره‌ی ایو
6
آنی‌ هال
7
بلوار سانست
8
شبکه
9
بعضی‌ها داغشو دوست دارن
10
پدرخوانده2
لیست کامل 101 فیلمنامه

.: سینمای ایران :.

رده
فیلمنامه
دوره
امتیاز
1
گاو
ش. ا
173
2
هامون
ج. ا
172
3
گوزن‌ها
ش. ا
170
4
رگبار
ش. ا
164
5
باشو، غریبه‌ی کوچک
ج. ا
158
6
آرامش در حضور دیگران
ش. ا
156
7
سوته‌دلان
ش. ا
148
8
ناخدا خورشید
ج. ا
115
9
دایره مینا
ش. ا
103
10
روز واقعه
ج. ا
92
به نقل از مجله‌ی فیلم‌نگار، ش 54 و 55، ص 220

وضعيت آماری

  RSS 



Free counter and web stats





online tests

Add to 
Google Reader or Homepage

.:جدول زمانی به روز رسانی این وبگاه:.

روز مطلب
یکشنبه فیلمنامه نویسی
سه‌شنبه ـ هر دو هفته یک بار ـ اسرار عهد عتیق، موجودات فرازمینی
پنجشنبه فیلمنامه نویسی، موضوع‌های دیگر


.:کامل‌ترین و جامع‌ترین کتابخانه‌ی مجازی برای فیلمنامه‌نویسان و علاقه‌مندان به این حرفه:.

کتابخانه تخصصی فیلمنامه نویسی


تفسیر بوطیقا (۲)

یکشنبه 19 اردیبهشت1389


بگذارید از همان شروع، میان، و پایان آغاز کنیم

 

... و اثر یکپارچه آن است که دارای شروع، میان، و پایان باشد.

این واگویه از بوطیقا این برداشت نادرست و رایج را در بسیاری از فیلمنامه‌نویسان ایجاد کرده که بوطیقا درباره‌ی ساختار سه‌پرده‌ای به عنوان بهترین و مهم‌ترین قالب برای داستان دراماتیک موعظه می‌کند. در واقع، ارسطو هرگز به صراحت از سه پرده حرفی نمی‌زند، اما درباره‌ی دو پویه‌ی١ متمایز در ساختار داستان صحبت می‌کند، "پیچیده‌سازی" و "ابهام‌زدایی":

قسمتی از هر تراژدی [داستان دراماتیک] پیچیده‌سازی و قسمتی ابهام‌زدایی است؛ رویدادهای پیش از صحنه‌ی آغازین، و ... همچنین آن رویدادهایی که درون نمایشنامه هستند، پیچیده‌سازی را شکل می‌دهند؛ و بقیه ابهام‌زدایی‌را. منظورم از پیچیده‌سازی، هر چیزی است که از شروع داستان تا لحظه‌ی تغییر اقبال قهرمان روی می‌دهد؛ منظورم از ابهام‌زدایی، هر چیزی است که از آغاز این تغییر تا پایان داستان روی می‌دهد.

به بیان سینمایی، پیچیده‌سازی شامل هر اتفاقی است که در پیش‌داستان روی می‌دهد و مرتبط با پیرنگ است، و از شروع فیلم تا پیش از روی دادن تغییر در اقبال قهرمان طول می‌کشد. بنا بر آنچه که گفته شد، چگونه «شروع، میان، و پایان» در ساختار داستان به کار می‌روند؟ بگذارید به  این گزیده توجه کنیم:

تراژدی تقلید از کنشی است که ذاتاً یکپارچه و پایان یافته و دارای اندازه‌ی خاص [و معینی] باشد ... اثر یکپارچه آن است که دارای شروع، میان، و پایان باشد. شروع آن است که خودش بر حسب ضرورت به دنبال چیز دیگری نباشد، [اما] بر حسب طبیعت چیز دیگری به دنبال آن باشد؛ پایان آن است که خود بر حسب طبیعت به عنوان پیامد ضروری یا طبیعی، به دنبال چیز دیگری بیاید و چیز دیگری به دنبال آن نباشد؛ و میان آن است که بر حسب طبیعت به دنبال چیزی بیاید و همچنین، چیز دیگری به دنبال آن بیاید. بنابراین، پیرنگی که به خوبی ساختار یافته نمی‌تواند هرکجا که بخواهد شروع شود یا پایان یابد؛ شروع و پایان در آن باید به نوعی باشد که توصیف آن رفت.

به بیان دیگر، این کنش پیرنگ است که شروع، میان، و پایان دارد. اینکه شروع پیرنگ "بر حسب ضرورت به دنبال چیز دیگری نباشد"؛ یعنی، شروع کنش پیرنگ نمی‌تواند به سبب چیزی خارج از آن (پیرنگ) باشد. کنش پیرنگ خود به خود آغاز می‌شود، کنشی خودانگیخته و "مه‌بانگ٢" مجازی است که سراسر پیرنگ را به حرکت وا می‌دارد، و می‌تواند توسط پروتاگونیست یا آنتاگونیست صورت گرفته باشد، و کنشی است وابسته به اراده‌ی محض. مثلاً، در پدرخوانده، سالاتزو می‌کوشد دون را بکشد تا تجارت مواد مخدر را آغاز کند، و این کنشی است که سراسر پیرنگ را به حرکت درمی‌آورد. اما این کنش فقط از دیدگاه او ضروری است. در انجمن شاعران مرده، آقای کیتینگ عکس‌های قدیمی دانش‌آموزانی را به شاگردانش نشان می‌دهد که اکنون مرده‌اند، و به آنها می‌گوید: "فرصت را غنیمت بشمارید." و آنها را تشویق می‌کند پیش از اینکه خیلی دیر شود کاری کنند و به دنبال رویاهایشان بروند. هیچ چیز در پیرنگ موجب نشده تا کیتینگ به این شیوه شاگردان خود را به چالش بکشد. چون که هیچ چیز دیگری در پیرنگ باعث وقوع این نوع رویداد محرک نشده، و با این حال، این [رویداد] سراسر پیرنگ را به حرکت درمی‌آورد، آن را "نخستین بانی" کنش می‌نامم. این رویدادهای محرک در پدرخوانده و انجمن شاعران مرده مثال‌های بی‌نقص «نخستین بانی کنش» هستند.

درک اینکه نخستین بانی کنش باید پس از آغاز فیلم روی دهد، و نه در پیش‌داستان، خیلی مهم است. اما نخستین بانی کنش باید در بخش آغازین فیلم روی دهد، زیرا باید به تنهایی مسئول شروع سلسله رویدادهایی باشد که پیرنگ را به حرکت در می‌آورند. برای اینکه پیش از آغاز پیرنگ با نخستین بانی کنش، نویسندگان آزادی عمل داشته باشند، ارسطو ابزاری را به ما معرفی می‌کند که "پیش‌پرده" نام دارد. پیش‌پرده، بخش پیش‌داستان پیچیده‌سازی را (مثلاً، آنچه که پیش از ملاقات ما با قهرمان برای او روی داده) به "داستان پیش ِ رو" (داستان پس از آغاز فیلم) متصل می‌کند و به جز این، پیش از آنکه نخستین بانی کنش روی دهد، امکان وقوع آن را فراهم می‌کند. در پدرخوانده، سکانس عروسی حال و هوای اثر را ایجاد می‌کند، شخصیت‌ها را معرفی می‌نماید، و زمینه را به آرامی برای ترور دون فراهم می‌کند. به محض اینکه نخستین بانی کنش روی می‌دهد، همانطور که ارسطو تعیین کرده، دقیقاً در بخش "میان" پیرنگ قرار می‌گیریم. این "میان" با نخستین بانی کنش به حرکت در می‌آید و بر حسب طبیعت و بر اساس رابطه‌ی علت و معلول به دنبال می‌آید. و دقیقاً همانطور که نخستین بانی کنش، تکانه‌ی پویای انرژی است که "میان" داستان را به حرکت درمی‌آورد، "میان" نیز به این ترتیب شکل می‌گیرد تا "دومین بانی کنش" را ایجاد کند که آخرین نقطه‌ پیرنگ داستان است، و ما را به ابهام‌زدایی یا پویه‌ی "پایان" می‌برد.

برای نمونه، در پدرخوانده، "میان" پیرنگ هنگامی خاتمه می‌یابد که مایکل پدرخوانده می‌شود. این تغییر در اقبال او نشانه‌ی شروع ابهام‌زدایی است، که طی آن مایکل دستور می‌دهد دشمنان درون خانواده‌اش را بکشند. این ابهام‌زدایی تا آخرین فریم فیلم ادامه می‌یابد؛ و فقط نقطه‌گذاری پایانی نیست؛ [بلکه] سرتاسر پویه‌ی نهایی را تشکیل می‌دهد. ابهام‌زدایی زمان می‌برد. و مثل "میان"، بر حسب طبیعت و طی روند علت و معلولی رشد می‌کند. اما ارسطو درباره‌ی آنچه که باید در این ابهام‌زدایی روی دهد خیلی صریح است و به ما هشدار می‌دهد که آن را خراب نکنیم:

 

نمایشنامه‌نویسان زیادی وجود دارند که پس از یک پیچیده‌سازی خوب، در ابهام‌زدایی ناکام می‌شوند. اما ضروری است که همواره در هر دو جزء ساختار، آنطور که لازم است به مهارت دست یافت.

کل کنش پیرنگ که در "میان" «در هم پیچیده می‌شود»، در ابهام‌زدایی گره‌گشایی می‌شود. برای نمونه، در پدرخوانده، ابهام‌زدایی با تغییر در اقبال مایکل روی می‌دهد، که تکانه‌ای است که موجب گره‌گشایی می‌شود. ولی در این ابهام‌زدایی واقعاً چه گرهی گشوده می‌شود؟ خب، از آنجا که ارسطو باور داشت نمایشنامه‌نویسان نه تنها باید زندگی قهرمان را بنمایانند، بلکه باید زندگی اخلاقی او را نیز نشان دهند، آنچه که در "میان" در هم می‌پیچد و در پایان گره‌گشایی می‌شود، باید مربوط به کشمکش اخلاقی قهرمان باشد که در طول "میان" داستان رشد می‌کند. بنابراین کشمکش اخلاقی مایکل در پدرخوانده چیست؟ او با خود عهد کرده بود که از تجارت مافیایی خانواده‌اش خارج شود زیرا تبهکارانه و غیرقابل‌قبول بود، اما هنگامی که پدرش مورد اصابت گلوله قرار گرفت، مداخله نکردن نیز غیرقابل‌قبول شد، و در واقع انجام این کار ضرورت یافت. وقتی در ابهام‌زدایی، مایکل دستور می‌دهد تسیو و کارلوس را بکشند، دیگر خود را در تنگنای اخلاقی نمی‌یابد: او تقدیر خویش به عنوان پدرخوانده را می‌پذیرد.

بیان "درونمایه"‌ی فیلم از طریق رفع کشمکش اخلاقی قهرمان در ابهام‌زدایی صورت می‌گیرد. درونمایه حقیقتی را درباره‌ی وضعیت بشری آشکار می‌کند که کنش داستان آن را نشان می‌دهد. پدرخوانده بیانیه‌ای درونمایه‌ای بدین‌ قرار وضع می‌کند: "گاهی وقت‌ها باید خودتان و باورهایتان را فدا کنید تا آنچه را که برای خانواده‌تان بهتر است انجام دهید." مایکل در نظر داشت زندگی‌ای متفاوت با زندگی پدرش داشته باشد، اما تعهد او به خانواده‌اش، وی را به دنیایی می‌کشاند که آرزو داشت از آن بگریزد.

سرانجام اینکه، ابهام‌زدایی خودش باید به پایان برسد. بنا بر گفته‌ی ارسطو، وقتی کنش پیرنگ گره‌گشایی شود، مخاطب باید به روشنی از آن آگاه شود:

 

پایان آن است که خود بر حسب طبیعت به عنوان پیامد ضروری یا طبیعی، به دنبال چیز دیگری بیاید و چیز دیگری به دنبال آن نباشد.

برای جمع‌بندی، بگذارید به نکات کلیدی آنچه که "شروع، میان، و پایان" را تشکیل می‌دهد بپردازیم. شروع کنش پیرنگ بلافاصله پس از آغاز فیلم با "نخستین بانی کنش" روی می‌دهد. نخستین بانی کنش رویداد محرک خودانگیخته‌ای است که وابسته به اراده‌ی محض است ـ هیچ چیز سبب آن نمی‌شود، یا آن را ضروری نمی‌کند. این کنش خبر از میان کنش پیرنگ می‌دهد، که بر اساس رابطه‌ی علت و معلول پیش می‌رود، و به اولین پویه‌ی درام، یا همان"پیچیده‌سازی"، واقعیت می‌بخشد. "میان" که بر حسب طبیعت از نخستین بانی کنش سرچشمه می‌گیرد، داستان را دقیقاً تا قبل از تغییر در اقبال قهرمان جلو می‌برد. این تغییر "دومین بانی کنش" است که ابهام‌زدایی یا پویه‌ی پایان را آغاز می‌کند. کنش پیرنگ که در پیچیده‌سازی در هم گره‌ خورده و روی کشمکش اخلاقی قهرمان متمرکز شده است، در ابهام‌زدایی گره‌گشایی می‌شود. در نتیجه، کشمکش برطرف و حقیقتی حاصل می‌شود که درونمایه‌ی داستان را در بر دارد. وقتی داستان به پایان می‌رسد، مخاطب باید حتم بداند که داستان به پایان رسیده و اینکه کنش پیرنگ ادامه نخواهد یافت. همه‌ی این نکات اصلی ساختار داستان دراماتیک می‌توانند در یک کنش ـ ایده‌ی ساده، آنطور که در اینجا توضیح داده شده، به روشنی توصیف شوند:

    پدرخوانده  

بعد از سوءقصد به جان دون کورلئونه، مایکل، که از تجارت مافیایی خانواده دست کشیده بود، سالاتزو و رئیس پلیس مک‌کلاسکی را می‌کشد تا خانواده‌اش را نجات دهد، بعد تجارت خانواده را در اختیار می‌گیرد، همه‌ی رقیبانش را می‌کشد، خیلی زود به بالاترین مقام در مافیای آمریکا ارتقا می‌یابد، و پدرخوانده‌ی جدید می‌شود. بعد او همه‌ی دشمنانی را که درون خانواده‌اش دارد می‌کشد. تقدیر او به عنوان پدرخوانده قطعیت می‌یابد.

 کنش ـ ایده‌ی نیرومند ـ با شروع، میان، و پایان؛ پیچیده‌سازی و ابهام‌زدایی ـ که به طور مناسبی بازگو شود، بهترین سرآغاز برای نگارش فیلمنامه است.

 تفسیر بوطیقا (۲): بگذارید از همان شروع، میان و پایان آغاز کنیم ـ نسخه PDF

نوشته: مایکل تیرنو   || ترجمه: بابی گورو (میوز خلاق)



| شماره: 63 | بابی گورو |

مطالب پیشین

واژه نامه ۲۱
تفسیر بوطیقا (۴)
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت پایانی
اسناد سری یوفوها - آرشیو ملی بریتانیا
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت هفتم
عادت هشتم فیلمنامه‌نویسان بسیار موفق
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت ششم
واژه نامه ۲۰
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت پنجم
اختلال در سرویس بلاگفا
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت چهارم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت سوم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت دوم
کهن‌الگوهای شخصیت ــ قسمت یکم
تعویق در به روز رسانی
معرفی کتاب "نظریه‌های شخصیت"
عادت هفتم فیلمنامه‌نویسان بسیار موفق
واژه نامه ۱۹
کشمکش
فیلمی درباره‌ی کوروش بزرگ
یک وبلاگ ورزشی
خط سیر دراماتیک
تفسیر بوطیقا (۳)
گروه فیلمنامه‌نویسی در گوگل
بازی با زمان سینمایی

درباره

.: سخنان خردمندانه :.

جیمز الروی: "گربه‌ها باید چنگ بیندازند. سگ‌ها باید گاز بگیرند. من باید بنویسم."

ویلا کیتر: "فقط دو یا سه داستان درباره‌ی انسان وجود دارند، و آن‌ها چنان پرشور به تکرار خود ادامه می‌دهند که گویی هرگز پیش از این روی نداده‌اند."

مارک تواین: "آدم تنها انسانی بود که وقتی چیز خوبی گفت، می‌دانست که قبل از او کسی آن را نگفته بود!"
_______________________________

.: قوانین این وبگاه :.

یک. نقل مطالب این وبگاه در وبلاگ‌های دیگر ممنوع است و با وبلاگ خاطی از طریق مراجع ذی‌ربط برخورد می‌شود.

دو. نقل مطالب این وبگاه فقط در سایت‌های سینمای معتبر، آن هم با کسب اجازه و درج لینک به "وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی" به عنوان منبع، مجاز است.

سه. نشریات تخصصی سینمایی که در داخل یا خارج از ایران منتشر می‌شوند، در صورت تمایل، فقط با کسب اجازه و درج آدرس اینترنتی و لوگوی "وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی" مجاز به استفاده از مطالب این وبگاه هستند. در غیر اینصورت، از طریق مراجع ذی‌ربط با نشریه‌ی خاطی برخورد خواهد شد.

چهار. نظرها یا پرسش‌هایی که درباره‌ی فیلمنامه‌نویسی یا مطالب منتشر شده در این وب نباشند، حذف خواهند شد.
_______________________________
اگر می‌خواهید درباره‌ی میوزها، الها‌م‌بخش‌های واقعی هنرمندان و شاعران و نویسندگان بیشتر بدانید روی لینک زیر کلیک کنید:

همه چیز درباره‌ی میوزها


منوی اصلی

رویه نخست
بایگانی

پروفایل بابی گورو
پست الکترونیک
ارسال پیام خصوصی
بابی گورو در فــیس‌بوک
بابی گورو در تــویـیـتر

سایر امکانات

کتابخانه فیلمنامه‌نویسان
جعبه موسیقی
صفحه "میوز خلاق" در فیس‌بوک

.: گروه فیلمنامه‌نویسی :.


معبد میوزها در گوگل
به زودی در یاهو

نويسندگان


گاه شمار

شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387

گوگل خوان



فهرست کامل

جعبه پیوندها

.: وبلاگستان :.

لیست وبلاگ‌های به روز شده
بالاترین
دنباله
بلاگ ‌نیوز
سرچ دایرکتوری واژه
بازنگار

.: قالب و طراحی وبلاگ :.

قالبکده
ایران جاوا
پارس تولز
بلاگ چرخان ساز
بلاگ اسکین
مرجع راهنماي وبلاگ نويسان
سایت تخصصی جاوا و وب
Webdings Font Chart

.: سینمایی :.

خانه سینما
سینمای ما
سینمانگار
سینما روز
بانی فیلم
سینما پارک ملت
سینما آزادی
سینما فرهنگ

.: آموزشی ـ تفریحی :.

تاریخ ایران باستان
فانتزی
فال تاروت کبیر
سلام زبان

.: انجمن‌ها و گروه‌ها :.

کافه هنرمندان
گروه هنری ققنوس

CopyRight © All rights reserved ; Template Edited By : MUSE DESIGN