 پنجشنبه 30 اردیبهشت1389
چرا ارغوان رضایی نمیتواند به عنوان نمایندهی ایران در مسابقات جهانی حضور یابد؟

ارغوان رضایی تنیسور ایرانی که به عنوان نماینده فرانسه در رقابتهای آزاد مادرید شرکت کرده بود، موفق شد در فینال این رقابتها حریف قدرتمند خود ونوس ویلیامز را در دو ست پیاپی و با نتیجههای ٦ـ٢ و ٧ـ٥ شکست دهد و با کسب عنوان قهرمانی در رده شانزدهم ردهبندی تنیسورهای حرفهای جهان قرار بگیرد.
اگرچه ارغوان رضایی به عنوان یک ایرانی به این مقام باارزش دست یافت، اما نباید فراموش کرد که او به عنوان نمایندهی فرانسه در مسابقات جهانی حضور داشته و دارد. با اینکه ارغوان رضایی قبلاً عضو تیم ملی ایران نیز بوده، ولی به خاطر محدودیتهای ناشی از قوانین اسلامی، مجبور شد برای ادامهی زندگی حرفهایاش برای فرانسه افتخارآفرینی کند، فرانسهای که مثل سایر کشورهای غربی عادت کرده به سؤاستفاده از وضع موجود کشورهای جهانسومی، استعدادها و قهرمانان آنها را برباید.
از آنجا که ارغوان رضایی در مسابقات سطح بالای جهانی شرکت میکند و در رنکینک تنیسورها، در ردهی بالایی قرار دارد، طبق قوانین بینالمللی موظف است مثل سایر تنیسورهای زن حرفهای در سراسر جهان پوششی که فدراسیون جهانی تنیس تعیین کرده بر تن کند. بر خلاف نظر برخی افراد، پوشیدن رکابی و دامن به این خاطر نیست که تنیسور زن در مسابقات جذابتر به نظر برسد، بلکه به این خاطر است که این کار به او سرعت و چالاکی بیشتری میدهد و قدرت ضرباتش را نیز بالا میبرد.
با این حال، خیلی از ایرانیها علاقهمندند تا ارغوان رضایی به عنوان نمایندهی ایران در رقابتهای جهانی حضور یابد ولی این امر به دو دلیل امکانپذیر نیست. دلیل اول، آن است که او نمیتواند با پوششی که فدراسیون تنیس ایران در نظر دارد بازی کند، زیرا همانطور که گفتم، پوشیدن این لباسها علاوه بر اینکه سرعت، چالاکی و قدرت ضربات تنیسور را کاهش میدهد، بر اساس قوانین بینالمللی در مسابقات سطح بالای جهانی ممنوع است. دلیل دوم آن است که ارغوان رضایی به دلیل بازی برای تیم ملی فرانسه تا پنج سال نمیتواند برای کشور دیگری بازی کند که در غیر این صورت، هم فرانسه و هم ارغوان رضایی از سوی فدراسیون جهانی تنیس جریمه خواهند شد. اگر هم فرض کنیم که دولت ایران بپذیرد ارغوان رضایی با رکابی و دامن برای ایران مسابقه دهد و مشکل جریمه را نیز به نحوی برطرف کند، مطمئن باشید که فرانسه بیکار نخواهد نشست و با عواملی که در مطبوعات ایران و سایر مرکزها دارد، تلاش میکند گروه خاصی را در ایران تحریک کند تا جلوی این کار گرفته شود. بنابراین، متأسفانه ارغوان رضایی دیگر نمیتواند برای ایران بازی کند، هرچند که میتواند پیروزیهایش را به ایران و هممیهنانش تقدیم کند.
آخر و عاقبت استقلال با فوتبال علمی مرفاوی و مدیریت نوین واعظی آشتیانی!
سال پیش، وقتی استقلال با درایت ژنرال قلعهنویی برای دومین بار قهرمان لیگ شد، واعظی آشتیانی به بهانهی اینکه به دنبال فوتبال علمی است، عذر قلعهنویی را خواست و دستیار او را به عنوان یک مربی نمونه و علمی (!) به عنوان سرمربی استقلال انتخاب کرد. با حضور دوبارهی مرفاوی، تمام رویاهای هواداران استقلال تبدیل به کابوس شد. اکثر کارشناسان پیشبینی میکردند که کشتی استقلال با هدایت مرفاوی به جای رسیدن به ساحل قهرمانی با صخرههای سخت برخورد کند و در هم بشکند. سرانجام همینطور شد.
استقلال با فوتبال علمیاش، دربی را به پرسپولیس باخت، از جام حذفی حذف شد، در آسیا به آن شکل مفتضحانه و در برابر تیمهای ضعیف عربی تن به شکست داد، و در لیگ نتوانست حتی سهمیهی آسیا را کسب کند! و این میوهی گندیدهی مدیریت نوین و اصولی واعظی آشتیانی بود. با این حال، او برای اینکه به خیال خود روی قلعهنویی را کم کند، با صمد مرفاوی قرارداد داخلی بست که صدای همه ـ از ناصر حجازی بگیرید تا بیشتر اعضای هیأت مدیرهی استقلال که اتفاقاً در جریان این قرارداد داخلی نبودند! در حالی که آقای مدیرعامل ادعا کرده بود که با هماهنگی با هیأت مدیره چنین کاری کرده است.
اما بپردازیم به بازی دیروز. طبق معمول، استقلال با فوتبال علمی به سبک مرفاوی نیمهی مربیان را واگذار کرد و به لطف گل زده در نیمهی اول توانست یک امتیاز از پیکان بگیرد. هرچند که برخی ادعا میکنند طالبلو مقصر اصلی مساوی با پیکان است، اما نباید فراموش کرد که پیکانیها در نیمهی دوم چهاربار دروازه خالی استقلال را باز نکردند! با توجه به اینکه استقلال فقط یک گل به پیکان زده بود و ذوبآهن سه گل به ملوان، اگر طالبلو آن گل را به خودمان نمیزد هم در ردهی سوم جدول قرار میگرفتیم، چون تفاضل گل ذوبآهن از استقلال بالاتر بود. بنابراین، حامیان سفیه مرفاوی و آشتیانی به جای اظهارات سفیهانه، بهتر است پاسخ دهند که استقلال در نیمهی دوم چه برنامههایی برای زدن گلهای بعدی داشت تا جای خود را در ردهی دوم جدول لیگ برتر تثبیت کند؟
سرانجام مرفاوی استعفا داد!
مرفاوی سرانجام در پایان بازی دیروز با بازیکنان استقلال خداحافظی کرد و عطای سرمربیگری این تیم را به لقایش بخشید، کاری که باید در پایان نیمفصل انجام میداد تا استقلال حداقل برای کسب سهمیهی آسیا شانس داشته باشد. اما مرفاوی فکر کرد که علیآباد هم برای خودش شهری است و ...! آنقدر ماند تا دربی را باخت، در آسیا به آن شکل مفتضحانه حذف شد، با جام حذفی وداع کرد، و سهمیهی آسیا را هم از دست داد. مرفاوی اگر واقعاً به استقلال تعصب داشت، به خاطر این شکستهای فاجعهوار از هواداران استقلال عذرخواهی میکرد و به خاطر بیسوادی و ناتوانی خود استعفا میداد. اما او به جای اینکه ضعفهای خود را ببیند، به قلعهنویی متلک میپراند که فصل قبل نتوانست استقلال را از گروه خود در آسیا بالا ببرد. اگر قلعهنویی سال پیش نتوانست این کار را انجام دهد، چون تیمش با الاتحاد همگروه بود که همان سال نایب قهرمان آسیا شد، چون با ام صلال روبرو شد که به جمع چهار تیم برتر آسیا راه یافت. ضمن آنکه تیم قلعهنویی در امارات با الجزیره مساوی کرد. اما مرفاوی چه گلی به سر استقلال زد؟ استقلال با اینکه در گروهی آسان قرار گرفته بود و به راحتی میتوانست به عنوان صدرنشین از گروه خود صعود کند، در دو مسابقهای که با الجزیره امارات داشت، چهار امتیاز به این تیم داد. لازم به ذکر است که الجزیره، ضعیفترین تیم این گروه بود و فقط از استقلال مرفاوی توانست امتیاز بگیرد! پس از اینکه با فوتبال علمی و روز دنیا میزبانی را از دست دادیم، باز هم بخت یار ما بود که تیم عربستانی میزبان ما الشباب بود و نه الهلال! استقلال در حالی که میتوانست با اختلاف چهار پنج گل این تیم را در عربستان در هم بکوبد، به لطف تاکتیکهای مدرن و نوین مرفاوی در نیمهی دوم دو گل خورد و چند گل را هم نخورد تا در عین ناباوری همگان، بازی را به رقیب بسیار ضعیف خود واگذار کند، و اعراب همنژاد خود را سرافزار و عموم ایرانیان را سرافکنده!
اندر خکایت واعظی آشتیانی و "بچه"
بهتر است دیگر "مرفاوی" را فراموش کنیم و کمی هم به نقش آشتیانی و بچه در افتضاحی که استقلال این فصل به بار آورد بپردازیم! "بچه" لقبی است که قلعه نویی به مشاور جوان آشتیانی داد. صحبت از این است که آشتیانی بدون مشورت با او در استقلال هیچ کاری انجام نمیدهد. آری، جوانی ٢٧ ساله که میگویند از آن پرسپولیسیهای دوآتشه است، یک سال و نیم است که زمام امور تیم محبوبمان را در دست دارد و در این مدت هر بلایی که دلش خواسته سر تیم ما آورده! بهتر است حقایقی را که دیگر پشت ابرهای پنهان کاری، نهان نیستند از زبان محمد حیرانی، مدیر مستعفی روابط عمومی استقلال بشنویم:
محمد حیرانی: «بر اساس مدیریت آشتیانی در کمیته روابط عمومی همه چیز با دخالت مستقیم مدیرعامل یا مشاورش پیش می رود به حدی که می توانم دستخط های واعظ را به شما نشان دهم که حتی بسیاری از این بیانیه ها و یا مطالب سایت را با قلم خودش می نوشت و اصرار بر آن داشت که با وجود غلط های املایی و انشایی به روی سایت برود!»
راستی یادتان هست سایت استقلال چند ماه قبل از عنایتی به عنوان دندان پوسیده یاد کرد؟ همین دندان پوسیده پس از اینکه به الامارات پیوست طی ٩ بازی ٨ گل زد و علاوه بر آن، موجب صعود الامارات به رقابتهای جام باشگاههای آسیا شد تا روسیاهی برای نویسنده یا نویسندگان آن مطلب زشت بماند! بد نیست که ماجرای عنایتی را از زبان مدیر پیشین روابط عمومی استقلال بشنوید:
محمد حیرانی: «سایت استقلال اوایل فصل در مطلبی از عنایتی انتقاد کرد که آن مطلب کاملا بازتاب وقایع درونی استقلال و نگرش مدیریت به عنایتی بود. حالا بعد از جدایی عنایتی به او تبریک قهرمانی می گویند برای اینکه این موضوع را مطرح کنند که مدیر قبلی روابط عمومی با عنایتی مشکل داشته است. من سوالی دارم؛ آیا باعث اخراج این بازیکن از استقلال هم من بودم؟ اساسا آمدن عنایتی پروسه تخریب قلعه نویی و این بازیکن بود؛ برنامه طوری چیده شد که بگویند "بازیکنی که قلعه نویی می خواست ناجی استقلال در لیگ قهرمانان شود، این عنایتی است که تمام شده! من از دهان آشتیانی شنیدم که گفت: او را آوردیم که ثابت کنیم قلعه نویی اشتباه می کرده است و آخر فصل هم عنایتی را می فرستیم خانه اش!»
ولی احتمالاً این واعظی آشتیانی و بچه خواهند بود که آخر فصل به خانهشان فرستاده میشوند! راستی بد نیست در پایان به ماجرای مجیدی هم اشاره کنم. برای بسیاری از هواداران استقلال، یکهتازیهای مجیدی در باشگاه قابل درک نیست. اما حیرانی درینباره نیز ناگفتههای زیادی دارد:
محمد حیرانی: «نگاهی به وضعیت بازیکنانی که در تیم یا هم پستی مجیدی هستند یا شرایط بستن بازوبند کاپیتانی استقلال را دارند، بیندازید! کافی ست نگاهی به اتفاقاتی که برای این نفرات در یک سال گذشته افتاده بیندازید تا درک کنید چه اتفاقاتی افتاده است؛پیروز قربانی از استقلال کنار گذاشته می شود چون مدعی کاپیتانی استقلال است.رضا عنایتی با آن وضعیت مجبور به ترک باشگاه می شود چون هم همپستی مجیدی است و هم با سابقه تر از اوست. آرش برهانی آقای گل فصل گذشته است اما تعداد بازیهایی که از ابتدا برای استقلال به میدان رفته به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد ! حسین کاظمی ، سیاوش اکبرپور و امیرحسین صادقی هم در مقاطعی با چالش هایی روبرو شدند که بعضی از آنها رسانه ای شد.»
پ.ن. برای تنوع هم که شده، در این پست به جای "فیلمنامهنویسی" به تنیس و فوتبال پرداختم.
| شماره: 66 | بابی گورو |
|