 یکشنبه 16 خرداد1389
خط سیر دراماتیک
اشخاص اساساً بر دو قسم هستند. اشخاصی که کاری انجام میدهند، و اشخاصی که ادعا میکنند کاری انجام دادهاند. تعداد اعضای گروه اول کمتر است.
ـ مارک تواین
" آیا قهرمان موفق میشود؟ شکست میخورد؟ تسلیم میشود؟"
به محض اینکه پاسخ این پرسش را بدانید، نحوهی طراحی داستانتان را نیز میدانید، به ویژه [طراحی] پردهی دوم هراسانگیز را که بیشتر نویسندگان با آن مشکل دارند. اگر قهرمان موفق شود، پردهی دوم با صحنههایی پر میشود که عزم راسخ او را به بوتهی آزمایش میگذارند و موانعی را سر راه او قرار میدهند که اینها در ادامه به موفقیت او کمک میکنند.
در ادامه اطلاع خواهید یافت که برای ایجاد و تقویت این خط سیر "موفقیت" از چه نوع موقعیتهایی استفاده کنید. این کار به شما کمک میکند تا داستان را در مسیر خود نگه دارید. همهی رویدادها و موانع شخصیت را به سوی موفقیت پیش خواهند راند:
ـ او مهارتهایی را خواهد آموخت که برای موفق شدن باید فرا بگیرد. شاید در پردهی دوم بدنهاد او را مجبور کند از نهری پر از مار بپرد. قهرمان نمیخواهد این کار را بکند، اما همینقدر میداند که بعداً وقتی مجبور شود از چیزی به مراتب بدتر بپرد، این کار به کمکش خواهد آمد.
ـ او شخصیتهای حامی را ملاقات میکند که به او کمک میکنند موفق شود. شاید در پردهی دوم، او مجبور شود خود را در خانهای پنهان کند که متعلق به شخص سالخوردهای است و همین به دوستی آنها ختم شود.
ـ او به اطلاعاتی دست مییابد که برای پیروزی نیاز دارد. شاید در پردهی دوم، او شبانگاه در کتابخانهای گیر بیفتد و آن را به عنوان فرصتی برای انجام برخی تحقیقات به حساب آورد.
خط سیرهای دراماتیک ٥ عدد هستند. سه مورد اول خط سیرهای سنتی هستند که با ساختار سنتی سازگار هستند، و دو مورد باقیمانده با ساختار غیرسنتی سازگار هستند:
- شخصیت اصلی موفق میشود. - شخصیت اصلی شکست میخورد. - شخصیت اصلی از هدفش دست میکشد. - هدف شخصیت اصلی نامعلوم است. - خواننده هدف را تعیین میکند.
خط سیرهای سنتی
خط سیرهای سنتی دراماتیک دارای شروع، میان و پایان مشخصی هستند که به آنها اجازه میدهد با ساختارهای سنتی که دارای شروع، میان و پایان مشخصی هستند سازگار شوند.
بهترین شیوه برای توضیح سه مورد نخست خط سیرهای دراماتیک در نظر گرفتن یک سریال تلویزیونی است؛ از آنجا که سریال هر هفته پخش میشود، به خط سیر دراماتیک نیرومندی نیاز دارد تا آن را یکپارچه و متمرکز نگه دارد. این خط سیر دراماتیک در سریال تلویزیونی هرگز گرهگشایی نمیشود مگر اینکه سریال به پایان برسد. (در فیلمهای سینمایی و رمانهای سنتی، صرفنظر از اینکه شخصیت موفق شود، شکست بخورد، یا از هدف خط سیر [داستان آن فیلم یا رمان] دست بکشد، این خط سیر دراماتیک در پایان داستان گرهگشایی میشود.)
برای نمونه، در سریال تلویزیونی تارک دنیا، شخصیت اصلی در زندگی دو هدف دارد: یکی این است که بفهمد چه کسی همسرش را به قتل رسانده، و دیگری بازگشت به نیروی پلیس است. پس خط سیر دراماتیک کلی این اثر آن است که ببینیم شخصیت اصلی موفق میشود به این دو هدف برسد.
این خط سیر دراماتیک در هر اپیزود نمایان میشود، خواه مستقیماً در آن اپیزود ذکر شود، خواه فقط به طور مختصر به آن پرداخته شود. او در خط داستانی هر اپیزود ممکن است موفق یا ناکام شود، اما هدف جامع وی موفقیت در یافتن قاتل همسرش و بازگشت به نیروی پلیس است.
خط سیر: شخصیت موفق میشود
در اینجا شخصیت اصلی هدف یا پرسشی دارد که باید به آن برسد یا پاسخ دهد و در انجام این کار موفق میشود. بیشتر رمانها و فیلمها دارای این خط سیر دراماتیک هستند، به ویژه داستانهای کنش محور. در اینجا پایانهای خوش فراوانند.
فیلم زندگی شگفتانگیزی است علاوه بر آنکه نمونهی "پرسش و پاسخ ـ محور" [خط سیر دراماتیک] شخصیت اصلی موفق میشود است، به طور آشکاری داستان معمایی/کارآگاهی نیز محسوب میشود. شخصیت اصلی هدف بیرونی عمدهای ندارد که به آن دست یابد، بلکه پرسشی دارد که باید به آن پاسخ دهد: "آیا جرج بیلی از زندگی کسلکنندهای که در بدفوردفالز دارد میگریزد تا زندگیای پرماجرا و غنی را تجربه کند یا اینکه در موطن خویش به آنچه که موجب رضایت خاطرش میشود دست مییابد؟"
برخی از نمونههای خط سیر شخصیت اصلی موفق میشود
مشکل ! راهحل معما ! راه حل کشمکش ! صلح خطر ! امنیت آشفتگی ! نظم تردید ! تصمیم جهل ! آگاهی پرسش ! پاسخ
(Artesedge.kennedy-center.org/content/)
دونا لی از مؤسسهی فیلمنامهنویسی هالیوود اظهار میکند که قهرمان به واسطهی یکی از چهار شیوهی زیر به هدف خود نائل میآید:
١ ـ با شجاعت: قهرمان شجاعت خویش را به کار میگیرد تا مشکلش را حل کند و به مقصود خود دست یابد. این برای درام عالی است.
٢ ـ با ابتکار: قهرمان فکر و خلاقیت خویش را به کار میگیرد تا مشکلش را حل کند. این برای داستانهای معمایی عالی است.
٣ ـ با قابلیتی خاص: قهرمان قابلیت خاصی دارد یا مهارت تازهای را فرا میگیرد. این برای ابرقهرمانها عالی است.
٤ ـ با اسلحهای ویژه: قهرمان اسلحهی ویژهای دارد که شکست بدنهاد را رقم میزند. این برای داستانهای حادثهای (اکشن) عالی است.
من میخواهم این را نیز اضافه کنم که شخصیت میتواند با از خودگذشتگی موفق شود. قهرمان قادر است برای رسیدن به هدفش هر چیزی را تحمل کند. این برای آثار ملودرام عالی است.
شخصیتها میتوانند به واسطهی دریافت کمک و همکاری با دیگران نیز موفق شوند. گاندی یا مارتین لوتر کینگ چگونه میتوانستند موفق شوند اگر کسی از آنها حمایت نمیکرد و به اهدافشان باور نداشت؟ این برای داستانهای الهامبخش عالی است.
خط سیر: شخصیت شکست میخورد
در اینجا وقایع داستانی شخصیت اصلی را شکست میدهند و او نمیتواند به هدفش برسد. انگار که خود زندگی او را از پا در میآورد. او نمیتواند مفری بیابد. این شخصیت شاید ثروتمندترین زن روی زمین باشد، با این حال او هنوز نمیتواند آنچه را که واقعاً میخواهد داشته باشد. با پول نمیتوان همه چیز را خرید.
برای نمونه، مرگ فروشنده یا موبی دیک را در نظر بگیرید. در مرگ فروشنده ویلی لومن نمیتواند از پس کارش برآید. او علیرغم تلاشی که میکند در زندگی ناموفق است، پس تلاش میکند در مرگ موفق باشد. او همه چیز را فدا میکند، با این حال به نتیجهای که انتظارش را دارد نمیرسد.
آنچه که شخصیت اصلی را شکست میدهد معمولاً بدنهاد نیست، بلکه خویشتن خویش است. او بدترین دشمن خود است. شاید او تسلیم شود یا از زمانی که باید خود را برای انجام وظیفهاش آماده سازد استفاده نکند، یا اینکه کارشکنی کند و از انجام آن امتناع کند.
در اینجا نمونههای شخصیت موفق میشود، معکوس میشوند
راه حل ! مشکل راه حل ! معما صلح ! کشمکش امنیت ! خطر نظم ! آشفتگی تصمیم ! تردید آگاهی ! جهل پاسخ ! پرسش
این شخصیت میکوشد راهحلهایی بیابد اما فقط مشکلات بیشتری را به وجود میآورد. او به صلح گرایش دارد و نسبت به آغاز ماجرا کار خود را با ایجاد کشمکشهای بیشتری به پایان میرساند. کمدیهای زیادی این را به کار بردهاند. وقتی شخصیت اصلی را میآفرینید، [در نظر داشته باشید که] نزاع مهمترین عنصر در این خط سیر دراماتیک است.
دونا لی اظهار میکند که قهرمان به یکی از دو طریق زیر شکست میخورد:
١ ـ به سبب اوضاع: قهرمان سزاوار دستیابی به هدف خویش است، اما در پایان به آن نمیرسد چون زندگی به این منوال است.
٢ ـ به سبب ضعف یا مشغلهی فکری: قهرمان شخصی است دوستداشتنی اما وجه تاریکی دارد که با رویدادهای پیرنگ ناسازگار است و او را به سوی تباهی پیش میراند.
دو مورد بالا بسیار پیرنگ محور هستند، پس این را اضافه میکنم که قهرمان میتواند به سبب انتخابهایش شکست بخورد، که [این یکی] شخصیت محور است. قهرمان توانایی موفق شدن را دارد ـ [اما] صرفاً به اشتباههای خود ادامه میدهد. به نظر نمیرسد که به مقصود خویش برسد. انگار که طلسم شده است. هر تصمیمی که میگیرد کار را خراب میکند. شرایط پیرامون شخصیت اصلی باعث ناکامی او نمیشود (که این مورد پیرنگ – محور است) بلکه او با تصمیمهای اشتباهی که میگیرد ناکامی خود را موجب میشود (که این مورد شخصیت – محور است).
خط سیر: شخصیت از هدف دست میکشد
در اینجا، شخصیت اصلی از هدف اصلی خود دست میکشد و شاید هدف جدیدی را انتخاب کند یا شاید هم این کار را نکند. "شخصیت اصلی یا درک میکند که اگر به هدفش دست یابد برایش آن خوشبختی را که به دنبالش است به ارمغان نخواهد آورد و شاید [رسیدن او به هدفش] باعث بدبختی دیگران شود" (لی)، یا اینکه درک میکند که به او دروغ گفتهاند یا گمراهش کردهاند و دستیابی به آن هدف دیگر شایستهی وی نیست ـ همهی اینها دروغ یا توهمی بیش نبودهاند.
خاطرات بریجیت جونز را در نظر بگیرید ـ بریجیت میخواهد با رئیساش ازدواج کند و هر کاری میکند تا محبت و علاقهی او را به دست آورد. در پایان، او درک میکند که رئیسش آنقدرها هم برای او مناسب نیست (تصوری که از او داشت توهمی بیش نبود) و نمیخواهد سروسامان بگیرد (با او خوشبخت نخواهد شد).
خط سیرهای غیر سنتی
خط سیرهای چهارم و پنجم مواردی غیرسنتی هستند، و در بیشتر موارد، ساختار سنتی سه پردهای را کاملاً نقض میکنند.
خط سیر: هدف شخصیت نامعلوم است
وقتی هدف شخصیت نامعلوم است، داستان خصوصیتی اثیری به خود میگیرد و آدم باید خارج از فرم روایی سنتی به داستان بنگرد. رویدادها به طور دراماتیک مشخص نشدهاند اما در عوض با ریتمی طبیعی جریان دارند که تجربهی زندگی واقعی را بازتاب میکنند. آثار آنتوان چخوف، به ویژه طغیان، در این خط سیر دراماتیک جای میگیرند.
داستانی که بدون ساختار سنتی و خط سیر دراماتیک سنتی نوشته شده، بر خلاف تصور بعضیها، داستانی نیست که بدون طرح، تمرکز، و کوشش نوشته شده باشد. در واقع، این داستانها نسبت به داستانهای سنتی مهارت بیشتری را میطلبند که این آنها را هوشمندانهتر و تفکربرانگیزتر میسازد. خواننده یا مخاطب باید در روایت شرکت کند، جریان روایی را دنبال کند و زیرمتن را تفسیر نماید.
خط سیر: خواننده هدف را ایجاد میکند
در اینجا خواننده یا مخاطب است که باید دربارهی مسیر بعدی داستان تصمیم بگیرد. خواننده در این اثر نقش اصلی را بر عهده میگیرد و به همراه شخصیت به ایفای نقش میپردازد. این خط سیر را اغلب میتوان در داستانهای اینتراکتیو مثل بازیهای الکترونیکی و رمانهایی یافت که میتوان آنها را نوآرایی یا ساختاردهی مجدد کرد. فصل مربوط به داستان اینتراکتیو، به تفصیل به این خط سیر میپردازد.
این نوع خط سیر دراماتیک، مدتها پیش از آغاز عصر تکنولوژی مدرن، به مدت چند قرن تجربه شده و به تنهایی گذشتهی جالب توجه و پرباری دارد.
ترکیب خط سیرهای دراماتیک
با اینکه داشتن همزمان بیش از یک خط سیر دراماتیک ایدهی خوبی نیست، اما اگر هدف قهرمان تغییر کند، داستان میتواند چندین خط سیر دراماتیک داشته باشد. اینکه شخصیت را وابداریم از هدفش دست بکشد و بعد هدف تازهای برگزیند و در آن موفق شود، بسیار خوب است. فیلم وال استریت را در نظر بگیرید که در آن چارلی شین از هدف خود که پول درآوردن به هر قیمتی است دست میکشد و بعد هدف او میشود نجات شرکتی که به او دستور داده بودند آن را منحل کند.
داشتن شخصیتی که موفق میشود اما در ادامه به واسطهی اوضاع و شرایط شکست میخورد نیز خوب است. فیلمهای شهر فرشتگان و کوهستان سرد را در نظر بگیرید. در هر دو نمونه، دو شخصیت اصلی در پایان به هم میرسند، اما یکی از آنها دقایقی بعد میمیرد.
پس دفعهی بعد که با خلاقیت به ایدهای میاندیشید، اطمینان حاصل کنید که اگر داستانی با پایان خوش مینویسید به این خاطر است که آن بهترین خط سیر دراماتیک برای داستانتان محسوب میشود و نه به این خاطر که فکر میکنید این کار تنها روش نوشتن یک داستان است.
پرسشهایی که هنگام انتخاب خط سیر دراماتیک باید مورد ملاحظه قرار دهید:
ـ آیا میخواهید شخصیتتان موفق شود؟
ـ آیا مدلهای داستانگویی سنتی را به چالش میکشید یا چیزی را دنبال میکنید که کارا بودن آن مشخص است؟
ـ آیا خط سیرهای دراماتیک را ترکیب میکنید؟
ـ آیا تغییر خط سیر دراماتیک اصلاً چیزی به قصه میافزاید؟ به درونمایه یا زیرمتن چطور؟
ـ آیا داستانی دارید که نمیتوانید تمامش کنید؟ آیا برای این اثر خط سیر دراماتیک اشتباهی به کار بردهاید؟ (شاید بخواهید نگاه دیگری به آن بیندازید.)
نویسنده: ویکتوریا لین اشمیت ترجمه: بابی گورو
برای دریافت نسخه PDF این متن روی لینک زیر کلیک کنید:
نسخه PDF
| شماره: 72 | بابی گورو |
|